تبلیغات

مرکز مشاوره پیش از ازدواج سعدآباد

۰

مرکز مشاوره پیش از ازدواج سعدآباد

پس از گذشتن در کنار خیابان ولیعصر سر بالائی موجود می باشد .

که امروزه آن را خیابان آیت الله ملکی می‌دانند.

در آخر این خیابان یکی از درهای کاخ موزه سعدآباد مشاهده می‌شود.
مرکز مشاوره پیش از ازدواج سعدآباد1
معرفی مجموعه سعدآباد

    خیابانی که به کاخ منتهی می‌شود سال ها می باشد.
    که به خیابان سعد آباد مشهور می‌باشد.
    هنگامی که روی سنگ فرش های آن گام بر می‌داریم .
    ناخودآگاه به قدمت های عمر این درختان پی خواهیم کرد.

رنگهای قهوه ای رنگ و قدرتمند درختان مربوط به سال ها پیش می شود.

در دنیای امروز این خیابان یکی از نمادهای محله دربند محسوب می شود.

اما شاید کمتر شخصی از این سرگذشت خیابان و طرز شکل گرفتن آن اطلاعات داشته باشد.

مطالب و مقالات سایت “مشاوره ازدواج” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

ببخش و سبک شو

۰

ذهن ما انباشته از خاطراتی است که به مرور زمان و با بالاتر رفتن سن‌مان معمولا انبوه‌تر می‌شود، گاهی آن‌قدر فکر و خیال به سرمان می‌ریزد که بدیهی‌ترین چیزها حتی مثل نام فامیل یک همسایه یادمان می‌رود و در مواجهه با او فکر می‌کنیم دچار آلزایمر مزمن شده‌ایم. نه این آلزایمر نیست، این انبوه فکر است که امان یادآوری چیزهای ساده را هم از ما می‌گیرد. مثل اتاقی که آن‌قدر پر از لباس و به‌هم ریخته است که پیداکردن یک شال‌گردن میان این همه شلوغی کار شاق و غیرممکنی می‌شود. به قول یک دوستی خاطرات کلا آزاردهنده است. خوبش از بدش هم بدتر است، او که مبالغه و مزاح می‌کرد، ما هم که قادر به انتخاب کردن و گزینش خاطرات ذهنی‌مان و پاک‌کردن بعضی از آنها نیستیم، پس همین می‌شود که در مواجهه با همسایه‌ای که هر روز می‌بینیم یک‌دفعه ۱۰ بار او را آقای عزیز می‌نامیم تا لو نرویم که چقدر گیجیم که نامش را فراموش کرده‌ایم. جدا از مصداق ذهن من گمان می‌کنم بخشی از این عدم تمرکز به شلوغی و درهم‌برهمی محیط اطراف ما هم برمی‌گردد؛ محیطی که در واقع خودمان در به وجود آمدنش نقش فعال داشتیم. خب همین اتاق خودمان را هم که در نظر بگیریم با هر میزان امکانات مالی می‌بینیم باز هم چیزهای زیادی داریم مثلا سه تا برس مو که فقط یکی‌اش را استفاده می‌کنیم، چندین لباس که دیگر اندازه‌مان نیست یا از اول هدیه‌ای بوده خارج از سلیقه پوشیدنی ما، یا مقدار زیادی دفتر و کلاسور و کاغذ و مداد و لوازم‌تحریر که تا سال‌ها هم اضافه می‌آیند یا حتی کتاب‌هایی که گاهی اتفاقی دو یا سه عدد از آنها را در منزل داریم و… این میزان بارهای اضافی برای هر کس متفاوت و متنوع است، اما تا الان اگر دقت نکرده باشیم، خاصیت عجیبی دارند، دیده نمی‌شوند، اما قطعا اشغال فضا و شلوغی که ایجاد کرده‌اند به شلوغی فضای ذهن ما دامن می‌زند. خیلی از این چیزها شاید حتی نو باشند و این که واقعا برای دور ریختن حیفند، اما نکته اینجاست که اگر خوب دقت کنید، به کار شما نمی‌آیند. خب پس مشقمان را شروع می‌کنیم که خود من بیشتر از همه نیازمند انجامش هستم. وسایل اضافی را نه با خساست بلکه با گشاده‌دستی جمع می‌کنیم. هر وسیله‌ای را که بالای یک سال است کارش نینداخته‌اید چشم‌بسته کنار بگذارید، بعد بنشینید ببینید موسسات خیریه دوستان نزدیک اقوام و خیلی‌ها به کدامشان نیاز دارند، آنها را به دست کسانی که از داشتنشان خوشحال می‌شوند یا نیازش را دارند، برسانید. شک نکنید سبکی فضای اطرافتان مغزتان را هم سرحال می‌آورد. این در اصول فنگ‌شویی هم نوعی نو کردن به حساب می‌آید که فواید فراوانی دارد. بی‌شک شما دیگر چیز ساده‌ای مثل نام همسایه‌تان از خاطرتان نخواهد رفت، بلکه سایر وسایلتان را هم راحت‌تر پیدا می‌کنید و بهتر می‌بینید. بخشش مطمئن هم باشید به کسی بر نخواهد خورد. اصلا می‌توانید نیت‌تان را از سبک‌کردن محیط اطراف برای نزدیکانتان شرح دهید شاید به درد آنها هم بخورد.

***

من همیشه روزهای تولد رو خیلی دوست داشتم. غافلگیرشدن و خندیدن و کادوگرفتن و کیک‌خوردن و…. شاید به خاطر این بوده که همیشه روز تولدم حسرت تبریک از طرف اونهایی که دوستشون داشتم، رو دلم می‌مونده. به قول مامانم ما زیاد تولدی نیستیم (یعنی زیاد روزهای تولد رو جدی نمی‌گیریم). واسه همین همیشه دوست داشتم که روز تولد بقیه رو بهشون تبریک بگم و ذوق‌زده‌شون کنم که به یادشون بودم. خنده‌شون واسم خیلی ارزش داره و دلیلی می‌شه که منم از ته دلم خوشحال بشم… این شد که یک کتاب خریدم که واسه هر روز سال، یه پیغام داشت. بعد پارسال عید تاریخ تولد تک‌تک فامیل‌ها و دوستهام رو توش نوشتم. بعدتر کامل‌ترش کردم و سالگرد ازدواج و روزهای عزیز آدم‌های دور و برم رو هم بهش اضافه کردم. اول هر ماه تمام تاریخ‌ها رو توی موبایلم ثبت می‌کنم که ساعت ۹ صبح اون روز بهم یادآوری کنه و بهشون زنگ می‌زنم. خیلی باحاله. تازه این کار باعث شده چیزهای جالبی رو کشف کنم. مثل این‌که مثلا پسرعمه‌ام با دختر خاله‌ام همزادن یعنی توی یه روز متولد شدن یا دوستم و داییم و پسرداییم همه توی یه روز متولدشدن.شما هم می‌تونین امتحان کنید.

ادب کجا، معلم ادبیات کجا!

دبیرستانی که بودم، برای درس «تاریخ ادبیات» معلمی داشتیم که همیشه حرص و جوش می‌خورد که چرا بچه‌ها پژوهش‌های انتهای درس را انجام نمی‌دهند. با این‌که گفته بود برای انجام آنها دو نمره امتیازی می‌دهد و از این قبیل وعده‌ها باز کسی قبول نکرد. از نمره کتبی پایان ترم، پنج نمره به صورت کتبی در طول ترم گرفته می‌شد و من از آن پنج نمره، سه نمره گرفته بودم. به فکر افتادم که بروم سراغ این پژوهش‌ها. واقعا سخت بود. برای محکم‌کاری دو موضوع را انتخاب کردم، یکی درباره بررسی معنای «رند» در شعر و حافظ و دیگری درباره ارتباط بین شعر حافظ و صائب؛ اگر درست یادم مانده باشد. خلاصه بعد از کلی زیرو رو کردن کتاب‌های مختلف، توانستم هر دو را انجام بدهم. وقتی هم که کار را تحویل دادم، با استقبال معلمم مواجه شدم و کنار اسمم علامت گذاشت برای نمره امتیازی. من هم که شاد و خوشحال! بعد از پایان امتحانات، بعضی معلم‌ها لیست نهایی نمرات (کلاسی به‌علاوه ورقه) را قبل از تحویل سر کلاس می‌خوانند تا از درستی آنها مطمئن شوند. من در ورقه حدود یک یا ۵/۱ نمره کم آورده بودم و با احتساب نمره پژوهش مطمئن بودم ۲۰ را گرفته‌ام. اما نمره‌ای که برایم رد شده بود بدون نمره پژوهش بود. وقتی این موضوع را به معلمم گفتم. گفت: «آخ! یادم رفت!» گفتم: نمی‌شود درستش کنید؟ گفت: «یعنی فهرست را دوباره بنویسم؟ نه بگذار ترم بعد جبران می‌کنم!»بخشیدن

راستش خیلی دلخور شدم. دلم شکست. او حاضر نشد لیست یک کلاس ۲۵ نفری را دوباره بنویسد. کاری که زیاد وقت‌گیر نبود. برای معلمی که می‌دانم تنها معلم همین یک کلاس و ۲۵ دانش‌آموز است. همان ترم مورد مشابهی برای درس «دین و زندگی» پیش آمد و معلم آن درس برای نیم نمره، فهرست کل پایه (حدود ۶۰ نفر) را دوباره نوشت. با آن همه شوق و ذوق انتظار بیشتری داشتم.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

بی اشتهایی عصبی

۰

 

معمولا وزن یک فرد دارای بی اشتهایی عصبی کمتر از 85% وزن مورد انتظار از یک فرد (بر اساس سن، قد و جنسیت) می باشد و این افراد در اغلب مواقع حتی وزن کمتری هم دارند.

علاوه بر این، افراد دارای بی اشتهایی عصبی یک ارزشیابی تحریف شده ای را از شکل و وزن بدنشان دارند.

این افراد بدن های لاغر خودشان را غیر جذاب یا حتی خیلی چاق در نظر می گیرند، دارای رژیم غذایی محدود و سرسختانه هستند و یک ترس وحشتناکی نسبت به افزایش وزنشان دارند.

کاهش وزن زنان منجر به عدم صورت گرفتن قاعدگی می شود (این افراد حدقل به مدت سه ماه طولانی هیچ نوع  قاعدگی را تجربه نمی کنند).

یافته های مطالعات صورت گرفته نشانگر این است که 5 تا 20 درصد از افراد مبتلا شده به این نوع اختلال در نتیجه گرسنگی یا یک سری عوارض پزشکی فوت می کنند که به دلیل وزن پایین یا یک رژیم غذایی محدود بروز می یابند.
دسته بندی

بی اشتهایی عصبی دومین اختلال تغذیه ای رایج می باشد. اصلی ترین اختلال تغذیه ای عبارت از جوع عصبی می باشد که ویژگی بارز آن عبارت از رفتارهای جبرانی (همانند استفراغ ایجاد شده توسط خود فرد، روزه گرفتن یا ورزش بیش از حد) بعد از خوردن غذا می باشد.

بعد از تشخیص اختلال عصبی، یک متخصص سلامت هم وجود داشتن بیماری های پرخوری یا پاکسازی یا محدود کننده را در فرد بررسی می کنند.

ویژگی بیمای پرخوری یا پاکسازی عبارت از پرخوری (خوردن مقادیر زیادی غذا در یک دوره زمانی مشخص) یا پاکسازی (استفراغ ایجاد شده توسط خود فرد یا سوء استفاده از ضدیبوست ها، ادرارآورها یا تنقیه ها) در طول بی اشتهایی عصبی می باشد.

ویژگی نوع محدود کننده عبارت از داشتن یک وزن ناسالمی می باشد که به دلیل محدودیت غذایی ایجاد می شود.

هر چند که اکثر افرد دارای بی اشتهایی عصبی در اغلب مواقع پرخوری و بعد از آن پاکسازی را هم انجام می دهند، ولی در جوع عصبی وزن بدن در سطح عادی یا بالاتر از سطح عادی باقی می ماند.

بر اساس تخمین های صورت گرفته، 0.5 تا 3.7 درصد از زنان آمریکایی در برخی از مراحل زندگی شان بی اشتهایی عصبی را تجربه می کنند.

با این وجود بی اشتهایی دارای سندرم جزئی رایج تری می باشد.

محققان گزارش کرده اند که تقریبا 5 درصد از دختران نوجوان دارای علائم خفیف بی اشتهایی عصبی هستند  در برخی از آنها علائم بالینی این اختلال بروز پیدا می کند.
پیشرفت های تاریخی

سیر ریچارد مورتون (Sir Richard Morton) در نتیجه اولین توصیف خودش از بی اشتهایی عصبی به زبان انگلیسی شهرت زیادی به دست آورد.

مورتون دو مورد از نوجوانانی را گزارش کرد (که یکی از آنها دختر و یکی از آنها پسر بودند) که دارای مصرف عصبی بودند و به دلیل ناراحتی عاطفی وزن بدنشان کاهش پیدا می کرد.

در سال 1874، دو پزشک به اسم های سیر ویلیام ویتی گال (Sir William WitheyGull) از بریتانیا و کارلز لاسگو (Charles Lasegue) از فرانسه، بی اشتهایی عصبی را به عنوان یک تشخیص پزشکی معرفی کردند.

هر دو این پزشکان در گزارش های بالینی خودشان بر روی جنبه های متفاوت این شرایط اشاره کردند ولی هر دو آنها بی اشتهایی را به عنوان یک بیماری “عصبی” در نظر گرفتند که مشخصه بارز آن عبارت از گرسنگی کشیدن می باشد.

این پزشکان عبارت از اولین افرادی بودند که این بیماری را به عنوان یک بیماری بالینی مجزا در نظر گرفتند.

گال مطالعه خودش را به جامعه پزشکان لندن گزارش کرد و برای توصیف این اختلال از عبارت بی اشتهایی عصبی استفاده کرد که به معنای “کاهش عصبی اشتها” می باشد.

گال اولین فردی بود که این عنوان را مورد استفاده قرار داد. گزارشات گال در سال بعد توسط این انجمن منتشر شد و این عبارت در سال های بعدی در یک سطح گسترده ای مورد پذیرش و استفاده قرار گرفت.

مواردی که امروزه به عنوان بی اشتهایی عصبی شناخته می شوند، مربوط به سرتاسر تاریخ می باشد، ولی این اختلال در سال 1980 و بعد از شایع شدن در سطح گسترده، به عنوان یک اختلال روان پریشی تشخیص داده شد.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

درمان با نوروفیدبک | درمان پانیک با بیوفیدبک

۰

بیماری هایی که با نوروفیدبک درمان می شوند می توانند به چند دسته تقسیم شوند. درمان پانیک با بیوفیدبک نیز بر اساس تحقیقات جدید امکان پذیر است.

که به برخی از مهم ترین آنها اشاره می شود.درمان با نوروفیدبک

اولین بیماری مهم که می تواند به تدریج با استفاده از نوروفیدبک درمان شود استرس و اختلال بیش فعالی است که در میان کودکان بسیار رایج است.
درمان اوتیسم با نوروفیدبک

تحقیقات نشان می دهد که نوروفیدبک می تواند تأثیر زیادی در درمان اختلال کمبود توجه یا اختلال بیش فعالی کمبود توجه در کودکان داشته باشد.درمان با نوروفیدبک

همچنین دارای بسیاری از طرفداران برای درمان اوتیسم در کودکان است.

زیرا تحقیقات و شواهد نشان می دهد که استفاده از نوروفیدبک می تواند به تدریج کاهش عوارض بیماری و اوتیسم در کودکان را به دست آورد.

    اختلال دیگر که می تواند به راحتی و به تدریج با نوروفیدبک درمان شود.
    می تواند به عنوان اضطراب و افسردگی در میان افراد در نظر گرفته شود.
    متأسفانه امروز افسردگی و اضطراب مشکلات اساسی بسیاری از افراد مختلف در سنین مختلف از دوران کودکی تا سن میانسالی ​​و سالخوردگی است.
    درمان پانینک با نوروفیدبک امکان پذیر است.

خوشبختانه، با استفاده از نوروفیدبک می توان با کاهش علائم این اختلالات در افراد و ضبط حداقل عوارض احتمالی این اختلالات و بیماری ها، او را درمان کرد.

درمان با نوروفیدبک درمان پانیک با بیوفیدبک
روش جدید درمان نوروفیدبک

همچنین دسته بعدی بیماری هایی که با روش جدید درمان نوروفیدبک درمان می شوند.

امروزه نوروفیدبک بسیاری از طرفدارانش را در بهبود امواج مغزی و عملکرد مغز دارد.

نوروفیدبک می تواند به عنوان یک نوع بیوفیدبک به افراد کمک کند.

امواج الکتریکی را در مغز انسان ثبت کند، بازخورد و واکنش نشان می دهد. تا او در نهایت خود را کنترل کند.

در واقع، بازخورد در مورد نوروفیدبک به بیمار با استفاده از یک تصویر یا صدا ارائه می شود و به این ترتیب بیمار خواهد فهمید که آیا او تغییرات مناسب در فعالیت مغز و امواج مغزی انجام داده است یا خیر.درمان با نوروفیدبک
فعالیت های الکتریکی مغز

در دستگاه نوروفیدبک، سنسورها به نام الکترون ها در سر بیمار قرار می گیرند و پس از تماس با پوست بیمار می توانند فعالیت های الکتریکی مغز و سر را دریافت کنند و این امواج را به راحتی از طریق دستگاه های متصل به این الکترودها انتقال دهند.

شخص را نشان دهید و به او بگویید که وضعیت چیست مزیت مهم و اصلی نوروفیدبک می تواند.

موجب شود که فرد بتواند به راحتی موج مغزی را دریافت کند و با دیدن روند تغییر و پیشرفت در آن، تغییرات روحی را به سمت تغییرات مثبت روحی به وجود آورد.

زیرا در این وضعیت می توان امواج ناخواسته خود را کاهش دهید و امواج مناسب را افزایش دهید.
درمان پانیک با بیوفیدبک

بر اساس برخی مطالعات جدید درمان پانیک با بیوفیدبک امکان پذیر است.

تقریباً 2 میلیون جوان در 12 ماه گذشته دچار حمله هراس شده اند.

در صورت عدم درمان حملات هراس می تواند به بیماری های روانی از جمله فوبیا، افسردگی و اختلالات مصرف مواد منجر شود.

در حال حاضر، درمان بیوفیدبک فقط برای شرکت کنندگان در مطالعه تحقیقاتی که از مانیتورهای تنفسی دست و پا گیر دست و پا گیر استفاده می کنند برای ردیابی علائم آنها قابل دسترسی است.

استاندارد فعلی مراقبت شامل هزینه های قابل توجهی و زمان انتظار برای خدمات کلینیک در درمان پانینک با نوروفیدبک دارد.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

هیپنوتیزم عمیق از چیستی تا روش ها

۰

هیپنوتیزم عمیق نوعی روش درمانی می باشد که شامل مولفه هایی از جادوگری، بودیسم، روان شناسی شفاف و هیپنوتیزم درمانی می باشد.

اولین هدف هیپنوتیزم درمانی کمک به افراد است تا آنها بتوانند به یک تغییر اساسی و پایدار در ذهن، بدن و روح خود دست یابند.

متخصصان سلامت روان با استفاده از ارزیابی های فکری و روحی و همچنین تکنیک های هیپنوتیزم درمانی، می توانند به افراد کمک کنند تا مشکلات عمیق خود را کشف، بررسی و رفع کنند و به یک بهبود در درمان و رشد دست یابند.

هیپنوتیزم عمیق از چیستی تا روش ها
هیپنوتیزم عمیق

    توسعه هیپنوتیزم عمیق
    هیپنوتیزم به چه نحوی کار می کند؟
    هیپنوتیزم برای چه افرادی مفید می باشد؟
    چه کسانی هیپنوتیزم عمیق را ارائه می دهند؟
    محدودیت ها و نگرانی ها

توسعه هیپنوتیزم عمیق

هیپنوتیزم عمیق در دهه ۱۹۹۰ و توسط دکتر عیسی گوسیاردی[۱]و همزمان با شروع تحقیقات وی در مورد بهبود عاطفی، معرفی شد.

گوسیاردی به این نتیجه رسید که شناخت درمانی مرسوم یک روش ناقصی می باشد و به دنبال روش درمانی گشت که مشکلات موجود را عمیقا شناسایی کند.

وی مشاهده کرد که روان درمانی تا یک حدودی، روش مفیدی می باشد ولی ماهیت کنترلی هیپنوتیزم تلقینی، و آن چیزی که در جامعه به عنوان تکنیک اریکسونین[۲]  شناخته می شود را رد کرد.

گوسیاردی بر این باور بود که روان درمانی از نوع مورد ذکر شده، همانند تغییر و اصلاح رفتاری به صورت ناخود آگاه می باشد و نتیجه گیری کرد که آن چیزی که مورد نیاز است روش درمانی می باشد که می تواند به جای علائم مشکل، ریشه های مشکل را بشناسد.
“سایت مشاوره خانواده“

پاسخگویی شبانه روزی – ۰۲۱۲۲۳۵۴۲۸۲ – ۰۲۱۲۲۶۸۹۵۵۸ – ۰۲۱۴۴۰۳۴۴۹۰

    همه روزه بجز برخی تعطیلی های رسمی ۹صبح تا ۱۱ شب

هیپنوتراپی عمیق و مطالعات دکتر گوسیاردی

مطالعات دکتر گوسیاردی در زمینه انسان شناسی، مذاهب مختلف و فرهنگ های متفاوت منجر به توسعه بیشتر فلسفه خود وی در مورد رشد و تغییر روحی شد. وی نشان داد که انتقال فرهنگ یک جامعه به جامعه دیگر، یا آن چیزی که وی پوشش فرهنگی نامیده است، باعث شده است که افراد از خود های اصلی شان فاصله بگیرند.

گوسیاردی بر مبنای هیپنوتیزم عمیق در هر دو مورد چارچوب های روحی نتیجه گیری کرد که برای کمک به افراد برای شناخت خود، جادوگیری و بودیسم بیشتر از سایر موارد مورد استفاده قرار می گیرد.

دکتر گوسیاردی دکترای خود را در روان شناسی شفاف و آشکار به دست آورد و باعث شد وی به رهیافت درمانی دست یابد که برای یکپارچه و ترکیب کردن تجربیات خود به آن نیاز مند بود.

وی تکنیک های هیپنوتیزم درمانی ، رویه درمانی جادوگری، مفهوم بودیسم از درد و مدل های درمانی مشاوره ای روشن و آشکار مربوط به هیپنوتیزم عمیق را با هم ادغام کرد.

این امر باعث شد که روش درمانی استفاده شده در این رهیافت، سریع تر انجام شود و در حال حاضر در سرتاسر جهان مورد استفاده قرار گیرد.
هیپنوتیزم عمیق به چه نحوی کار می کند؟

هیپنوتیزم عمیق برای کمک به افراد طراحی شده است تا آنها به خود های واقعی دست یابند، واکنش های دفاعی مشکل زا را از بین ببرند، و درمان خود را تسهیل بخشند.

افرادی که در روش درمانی هیپنوتیزم عمیق شرکت می کنند، حضور فعالی در فرآیند تغییر دارند.

هر چند که روش درمانی هیپنوتیزم عمیق بر مبنای عادت های فکری و روحی می باشند، ولی نیازی ندارد که مشارکت کنندگان مبناها و عقاید مذهبی مورد استفاده را باور و یا حتی نسبت به آن شناخت داشته باشند.

این یک فرآیند تجربی است که به شرکت کنندگان اجازه می دهد تا به یک وضعیت تغییر یافته از شخصیت برسند، موانعی را کشف کنند که آنها را “راکد و ثابت” نگه داشته است، و به یک قدرت شخصی دست یابند که منجر به بهبود وضعیت آنها گردد.

درمانگران هیپنوتیزم عمیق بر این باورند که واکنش ها به آسیب و استرس، در یک سطح ناخود آگاه انباشته می شود و بنابراین باید از طریق دسترسی به ناخودآگاه حل شوند.

اینجا هست که روان درمانی می تواند مفید باشد.

درمانگران هیپنوتیزم عمیق از تکنیک های روان درمانی بر مبنای صدا استفاده می کنند تا به راحتی وضعیت شرکت کنندگان را در مورد هوشیاری تغییر دهند و آنها به یک شناخت بهتر دست یابند.

متخصصان، افراد درمانجو را از طریق انجام پروسه درمانی به منبع “انرژی حیات شان” راهنمایی می کنند و به آنها کمک می کنند تا این نیرو را به صورت احشایی و ملموس تجربه کنند.
هیپنوتیزم عمیق بر مبنای فلسفه غربی

هیپنوتیزم عمیق بر مبنای فلسفه غربی ایجاد شده است و در برخی سطوح با رهیافت درمانی غربی معمول ، تفاوت دارد. معمولا دوره ها به صورت زیر انجام می گیرند:

    دوره اول: متخصصان از شرکت کنندگان یک مجموعه سوالات ارزیابی در مورد بیوگرافی عاطفی خودشان می پرسند و مشکلات بیان شده آنها را بررسی می کنند. در طول ارزیابی، متخصصان به صورت منظم جواب ها و واکنش های شرکت کنندگان را مستند می کنند. این امر منجر به ایجاد چیزی می شود که به عنوان برنامه ریزی عاطفی شناخته می شود. این برنامه ریزی علائم، حوزه های مشکل زا، حالت های تدافعی، قدرت ها، وقفه ها و الگوها را مشخص می کند. برنامه ریزی عاطفی به عنوان نقطه شروع راهنمایی مربوط به کار درمانی مورد استفاده قرار می گیرد.
    دوره دوم: شرکت کنندگان با داشتن برنامه ریزی عاطفی که آنها را راهنمایی می کند، معمولا در اواخر دوره اول آن چیزی را که می خواهند بر روی آن کار کنند را شناسایی و مشخص می کنند. در شروع دوره دوم، معمولا شرکت کنندگان با یک وضعیت تغییر یافته از هوشیاری شروع به کار می کنند. شرکت کنندگان از طریق نشان دادن رفتارهای ناخود آگاه، درمانگر را راهنمایی می کنند تا به بینش درونی دست یابد و در این وضعیت تغییر یافته، یک مبنا و اساسی را برای کارهای آینده ایجاد کنند. مفاهیم جادوگری از بازیابی قدرت و بازیابی روحی، با یکدیگر ترکیب می شوند تا درمان و بازیابی، بهبود یابند.
    مرحله سوم: کارهایی که در این مرحله صورت می گیرد اغلب به عنوان “برگشت هیپنوتیزم درمانی” نامیده می شود. این یک پروسه بررسی وضعیتی است که فرض شده است در گذشته وجود دارد. موقعیت های قبلی که می توانند منجر به مشکلات فعلی شوند، بهبود یافته اند و متخصصان می تواند به فرد درمانجو کمک کنند تا رابطه خود را با اتفاقات گذشته تغییر دهند و در نتیجه علائم مربوط به وضعیت قبلی را کاهش دهند و فرآیند درمانی را تسهیل بخشند.

همچننی دوره های آینده، برای ادغام بیشتر این کارهای برگشتی با تکنیک های از قبیل خواب درمانی و بررسی بینش، مورد استفاده قرار می گیرد تا دستاوردها و بهبودهای درمانی را نشان دهند.

شرکت کنندگان می توانند از علائم مربوط به دوره های اولیه درمان نجات پیدا کنند و در اغلب موارد، بعد از گذشت چند دوره کوتاه مدت، یک درک تغییر یافته از احساسات و عواطف بهزیستی را گزارش می دهند.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

دلهره هایت چه می گویند؟ راهکارهای غلبه بر بیقراری و اضطراب

۰

در دنیای پر تنش امروز کمتر کسی است که اضطراب و بیقراری را تجربه نکند.

همگی ما همه روزه با مشکلات زیادی مواجه می شویم که ممکن است سطحی از اضطراب و نگرانی را با خود به همراه داشته باشند.

در صورتی که شرایط شخصی ایجاد کننده ی اضطراب با شرایط اجتماعی و اقتصادی نابسامان ترکیب شوند، می توانیم شاهد سطوح بالاتری از اضطراب نیز باشیم که مراجعه به مراکز روانپزشکی، روانشناسی و اعصاب و روان را بیشتر کرده است.

در صورتی که شما نیز به دلایل شخصی، اوضاع اقتصادی نابسامان، بیکاری و.. مضطرب هستید و این اضطراب در عملکرد روزانه تان اختلال ایجاد کرده است با ادامه ی مطلب همراه باشید.
اضطراب چه بر سرتان می آورد؟

    تپش قلب،
    بی قراری،
    سردرد،
    سرگیجه،
    گرفتگی عضلانی،
    احساس تنش در بدن،
    دردهای شکمی
    دردهای مزمن بدنی
    تنگی نفس

علایم هشدار دهنده ای هستند که خبر از وقوع اضطراب می دهند.

در صورتی که این علایم را تجربه می کنید می توان گفت فردی مضطرب هستید.

این علایم می تواند در طول یک طیف دسته بندی شود و نمره ی دقیق اضطراب تان را مشخص کند.

همچنین در صورتی که به دلیل تجربه ی این علایم در زندگی شخصی، شغلی و تحصیلی تان اختلالاتی ایجاد شده است، مراجعه به روانشناس و مشاور به منظور دریافت کمک تخصصی، ضروری تر و فوری تر است

اضطراب چه انواعی دارد؟

انواع مختلفی از اضطراب وجود دارد که ممکن است شما به یک یا چند نوع از آن ها مبتلا باشید.

اضطراب اجتماعی یکی از انواع حالات اضطرابی است که در موقعیت های اجتماعی و جمع های شلوغ ممکن است به سراغ تان بیاید.

حملات اضطرابی پنیک نوع دیگری از انواع اضطراب هستند که بسیاری از افراد را آشفته می کنند و کنترل شرایط را به دست می گیرند.

همچنین ممکن است شما با قرار گرفتن در موقعیت خاصی مانند سخنرانی دچار اضطراب شوید و یا اینکه نوع فراگیری از اضطراب را تجربه کنید که در موقعیت های مختلف با شما همراه است و جسم و روح تان را در معرض تنش و آزار قرار می دهد.
نسبت به اضطراب تان آگاه شوید.

برای کنترل علایم اضطرابی تان، ضروری ترین و اولین اقدام آن است که ” نسبت به علایم آگاه شوید”.
آگاه و هوشیار بودن در خصوص علایم می تواند به شما کمک کند تا آن ها را راحت تر کنترل کنید.

به عبارت دیگر در گام اول لازم است به جای سرزنش کردن خودتان به دلیل اضطراب و یا سعی در سرکوب کردن علایم بدنی، فقط و فقط نسبت به آن ها آگاه
شوید.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

دانستنی های جامع خود ارضایی کودکان و نوجوانان و روش های درمان آن

۰

همزمان با رشد جنسی کودکان که از دو سالگی آغاز می شود، توجه ان ها به اندام های جنسی نیز افزایش پیدا می کند.

کودکان ممکن است به دلایل مختلفی دست به تحریک خود و خود ارضایی بزنند.

با افزایش سن و رسیدن به دوره ی بلوغ، ماهیت تمایلات کودک تغییر می کند و به دیل تغییرات هورومونی بدن، نوجوان باانگیزه های جدیدی دست به عمل خودارضایی می زند.

در هر دو مرحله آگاهی صحیح والدین از ویژگی های رشد جنسی فرزندان می تواند بسیار موثر باشد و از ایجاد مشکل پیشگیری کند.
چرا کودکان و نوجوانان به اعضای تناسلی شان توجه می کنند؟

به طور کلی این مساله می تواند ناشی از چهار علت باشد:

    غریزه کنجکاوی نسبت به این ناحیه از بدن که معمولا کودکان از حدود 2 سالگی نسبت به اندام و اعضای بدن خود توجه نشان می دهند.
    خارش و تحریک موضعی در اعضای تناسلی و مقعد به علت ورم، کرمک، تنگی شلوار و نامنظمی محل ختنه و بیماری های پوست در نواحی مذکور که باعث توجه بیشتر کودک به این ناحیه می شود.
    3)      فریفته شدن یا یادگرفتن استمناء از دیگران. همچنین ممکن است مادری برای ابراز محبت یا آرام کردن فرزندش، هنگام تعویض پوشک با اندام تناسلی او بازی کند.

لذتی که کودک از این عمل می برد می تواند منجر به تمایل نسبت به تکرار این عمل شود و به آرامی کودک را به سمت استمنا سوق دهد.

    بلوغ و تغییرات فیزیولوژی ناشی از آن به همراه ترشح هورمون های جنسی که باعث ایجاد تمایلات و تحریکات جنسی می شود.

خودارضایی کودکان

به عنوان والد، لازم است تا بین استمناء (خودارضایی) نامکرر که چندان مهم نیست و استمناءهای غیرقابل کنترل و اجباری که نشانه ای از اختلال خفیف روانی در فرد است تفاوت قائل شوید.

لازم است بدانید که در مورد اول احتیاجی به درمان نیست و مساله با مرور زمان قابل حل است.

به عبارت دیگر، کودکان در مقطعی از رشد نسبت به اندام های جنسی خود مانند سایر قسمت های بدن، احساس کنجکاوی پیدا می کنند .

با هدف اکتشاف تن، دست به عمل خودارضایی می زنند که به مرور زمان برطرف خواهد شد.

در این بازه ی زمانی، هدف کودک از تماس با بدن خود، کسب لذت جنسی نیست و او اندام جنسی خود را به همان طریقی لمس می کند که انگشت پایش را.
درمان خودارضایی کودکان، چه وقت و چگونه ؟

در صورتی که کودک تان به صورت اجباری و غیر قابل کنترل، دست به خودارضایی می زند، نیاز به کمک، مساعدت و درمان وجود دارد.

در این مورد باید وضعیتی که کودک را مجبور می کند خودش را بدین وسیله تسکین داده و کسب لذت نماید پیدا کرده و اصلاح کنیم.

از افزودن احساس گناه و تقصیر در فرزند خودداری کنید.

در بسیاری از موارد دلواپسی بیش از حد و غیرعاقلانه تان می تواند منجر به ایجاد احساس گناه و تقصیر در فرزند، بهم خوردن تعادل روانی او و افزایش تعداد دفعات استمناء شود.

می توانید برای حل مشکل، وسایلی را فراهم کنید تا کودک بتواند تمام اوقات فراغت خود را به بازی و فعالیت های مورد علاقه اش اختصاص دهد و فرصتی برای بازی با اعضای تناسلی باقی نماند.

همچنین سکوت در برابر سوالات فرزندان درباره ی مسائل جنسی صحیح و منطقی نمی باشد و می تواند باعث تحریک غریزه کنجکاوی و در نهایت انجام عمل استمناء شود.

بهترین اقدام ان است که کودکان را به گونه ای شفاف و مناسب با حقایق امور جنسی آشنا کنید.
جدیدترین روش های روانشناسی کودک
کلیدهای طلایی درمان خود ارضایی نوجوانان

به طور کلی در سنین نوجوانی به علت تحولات فیزیولوژیک، استمناء و تمایل به آن به کرات اتفاق می افتد.

آنچه درمورد استمناء بسیار مهم است جنبه ی روانی آن است.

ازآنجا که از زمان طفولیت، مسائل جنسی و استمناء توسط والدین زشت و ناپسند قلمداد شده، هر فردی پس از اقدام به آن احساس شرمندگی و گناه عجیبی را تجربه می کند و شخصیت خود را در هم کوفته و بی ارزش احساس خواهد کرد.

 این افکار مخرب می توانند به مرور منجر به از هم پاشیدگی و تزلزل شخصیت شده و بیماری های روانی مختلفی را ایجاد کنند.

همچنین افزایش اضطراب می تواند منجر به افزایش تعداد دفعات خودارضایی نیز شود و این چرخه ی باطل تدوام خواهد یافت.

به عبارتی می توان گفت بار روانی ناشی از خودارضایی بسیار بیشتر از انجام این عمل، اثرات تخریبی دارد و فرد را تحت تاثیر خود قرار می دهد.
 چرا نوجوانان خود ارضایی می کنند؟

دلایل متنوع و گسترده ای از جمله کمبود محبت در خانواده، ناکامی و محرومیت در مدرسه، سرخوردگی و احساس حقارت در اجتماع منجر به شروع خودارضایی در نوجوانان می شود.

نوجوانان بعد از شکست و ناکامی مثلا در عشق و یا عدم موفقیت در امتحانات به این کار دست می زنند.

برای جلوگیری از ابتلا به این اختلال لازم است تا از طریق روش های روان درمانی میزان اضطراب نوجوان کاهش داده شود و همچنین توانایی او برای مقابله با مشکلات زندگی افزایش یابد.

بهتر است برای کنترل این رفتار موارد زیر را بررسی و اجرا کنید.

    14 نکته برای تربیت کودک
    ده روش برای با انگیزه کردن کودکان
    روانشناسی نوجوان 14 ساله
    اختلالات زبان و گفتار در کودکان
    اختلالات خوردن در نوجوانان: نکاتی برای حفاظت از نوجوان

هفت راهکار اساسی درمان خودارضایی نوجوانان

در صورتی که فرزندتان فردی مضطرب است باید با استفاده از شیوه های روان درمانی و رفتار درمانی توسط یک متخصص روان شناس،اضطراب او را کاهش داده و عمل خودارضایی  کودکان را درمان کنید.

شاید لازم باشد تا فرزندتان شیوه های جدیدی را برای مقابله با استرس بیاموزد و از این طریق آرام تر شود.

 رژیم غذایی مناسب و سالم و استفاده کمتر از موادی که میل جنسی را افزایش می دهند نظیر ادویه ها، گوشت قرمز، زعفران و میوه هایی نظیر موز را مورد توجه قرار دهید.

 فعالیت های بدنی و ورزش که باعث صرف انرژی روانی و جنسی نوجوان می شود را فراموش نکنید.  

 از خواندن و دیدن تصاویر محرک، مجلات، کتاب ها و فیلم های نامناسب خودداری کنید.

از بیکاری و تنها ماندن نوجوان جلوگیری کنید. بیکاری و تنهایی دو عامل مهم در ایجاد این اختلال هستند.

قبل از اینکه نوجوان احساس خستگی و خواب آلودگی کامل کند، او را به اتاق خواب نفرستید. بیدار ماندن طولانی در بستر می تواند عامل تحریک و انجام این رفتار شود.

استفاده از پوشش نامناسب، لباس های تنگ بخصوص لباس خواب تنگ و چسبان و یا نپوشیدن لباس هنگام خواب می تواند منجر به افزایش تمایلات خودارضایی شود.
آرام باشید و بهترین کار را انجام دهید.

در خصوص خودارضایی کودکان و نوجوانان، حفظ خونسردی شما به عنوان والد بسیار مهم است.

اگر متوجه انجام این رفتار در فرزندتان شدید و یا به او شک کردید صبور باشید و بیش از حد نگران نباشید.

گاهی اوقات انجام این رفتار، مستمر نخواهد بود و به سرعت رفع می شود.

در صورتی که احساس کردید این رفتار به شکل یک عادت مستمر درآمده و فرزندتان اضطراب شدیدی دارد، حتما با یک مشاور مشورت کنید و برای درمان او اقدامات لازم را انجام دهید.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

اضطراب

۰

اضطراب یک مورد مجزایی نسبت به ترس می باشد، چرا که ترس در واکنش به یک خطر مشخص و واقعی (همانند یک مورد خطرناک برای سلامتی فیزیکی فرد) بروز پیدا می کند.

در نقطه مقابل، اضطراب در واکنش به موقعیت های ظاهرا بی خطر ایجاد می شود یا در نتیجه یک سری تضادهای ذهنی و عاطفی درونی ایجاد می شود که ممکن است برای خود فرد نامشخص باشند.

نمی توان به صورت کامل اضطراب موجود در زندگی روزمره را از بین برد و وجود داشتن مقدار محدودی از آن یک مورد نرمال و عادی فرض می شود.

ولی اضطراب مداوم، شدید، مزمن یا مکرر که دارای یک علت مشخصی نمی باشد، معمولا به عنوان یکی از علائم اختلال عاطفی در نظر گرفته می شود.

زمانی که چنین اضطرابی به صورت غیر منطقی و در نتیجه یک موقعیت یا یک چیز خاصی صورت بگیرد، این شرایط به عنوان فوبیا شناخته خواهد شد.  

یک اضطراب رایج یا مداومی که دارای هیچ علت خاص یا نگرانی ذهنی نمی باشد، به عنوان اضطراب عمومی یا ثابت نامیده می شود.استرس و اضطراب

علل (و تفسیرهای روان پزشکی) مختلفی برای اضطراب وجود دارند. سیگموند فروید (Sigmund Freud) به عنوان یک متخصص اعصاب اتریشی، اضطراب را به عنوان یک حالت بدنی از تضاد عاطفی درونی بیان کرد .

در حین قرار گرفتن فرد در شرایط، احساسات یا انگیزش های طاقت فرسایی (در نتیجه آگاهی هوشیارانه) ایجاد می شود که مهلک یا اضطراب آور می باشند.

همچنین اضطراب در مواردی که منجر به عملکرد نامناسب جنسی یا کاری شود، به عنوان یک تهدید برای شخصیت فرد یا عزت نفس او در نظر گرفته می شود.

روان شناسان رفتاری اضطراب را به عنوان یک واکنش یادگرفته شده در برابر اتفاقات تهدید آمیز زندگی واقعی تعریف می کنند؛

اضطراب ایجاد شده با شرایط مربوط به آن اتفاق تهدید آمیز ارتباط برقرار می کند و همین شرایط بدون اینکه یک اتفاق تهدید آمیزی را برای فرد ایجاد کنند، منجر به تحریک اضطراب فرد می شوند.

روان شناسان شخصیتی و اجتماعی بیان کرده اند رفتارهایی که یک محرک را به عنوان تهدید یا خطر در نظر می گیرند، می توانند منجر به ایجاد یا حفظ اضطراب شوند.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

تست احساس تنهایی

۰

تست احساس تنهایی تنها بودن و همینطور در خود فرو رفتن یکی از حالت های عمومی انسان ها می باشد.

گفته شده است که اینگونه احساس ها  در حکم سرماخوردگی جزوه آسیب شناختی روانی محسوب میشود.
احساس تنهایی کردن

ولی احساس تنهایی کردن در تنها بودن فرد خلاصه نخواهد شد.

عوامل فراوانی در این رابطه دخالت دارند.

احساس تنهایی کردن  حالتی از ذهن می باشد که معمولاً به طور صحیح درک نمی شود.

ارزیابی هایی که روی ۲۵ هزار نفر از طرف جامعه شناسان دانشگاه نیویورک صورت گرفته است.

نکات جالبی را در این رابطه نشان می‌دهد. مشخص شد.

که در این زمینه ناراحتی قدیمی و  شایع روانی برداشت های غلطی موجود می باشد.

مطالب و مقالات سایت “مشاوره ازدواج” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.
روش انجام تست احساس تنهایی

در مورد تنهایی  در چه حدی می دانید؟

به پرسشنامه زیر که بر طبق یافته های دانشگاه نیویورک تهیه شده است پاسخ دهید.

    اگر به تنهایی به زندگی کردن بپردازم بیشتر احساس تنهایی خواهم  کرد.

  درست       غلط

    اگر پول و شغل و همینطور آموزش بسیاری داشتم ، کمتر احساس تنهایی داشتم.

  درست       غلط

    این امکان موجود می باشد که اگر تنها فرزند خانواده بودم.

     نسبت به شخصی که دارای برادر و خواهر می باشد احساس تنهایی بیشتری داشتم.

  درست       غلط

    در روی هم رفته زنها بیشتر از مردها احساس تنهایی دارند.

  درست       غلط

    در این روز ها دوست شدن مشکل نمی باشد.

    به دلیل اینکه مردم با خودشان بیشتر سر می کنند.

  درست       غلط

    فرزندان والدین تنها، احساس تنهایی دارند.

  درست      غلط

    صورت گرفتن جدایی زودهنگام از والدین،تاثیر مستقیم.

در رابطه با احساس تنهایی کردن در هنگام بزرگسالی ندارد.

  درست       غلط

    احساس تنهایی کردن قسمت مادرزادی شخصیت ما محسوب می شود .

    از این رو زیاد نمی توان آنرا عوض کرد.

  درست       غلط

    مسن ترها بیشتر از جوانها احساس تنهایی دارند.

  درست      غلط

    افرادی که احساس تنهایی دارند معمولاً در رابطه با خودشان تصویر ذهنی خوبی ندارند.

 درست        غلط

محاسبه امتیازات تست تنهایی

با توجه به جوابهای زیر،  در ازای هر جواب مشابهی که داده اید یک امتیاز به خود بدهید.

    غلط
    درست
    غلط
     غلط
    غلط
    درست
    غلط
     غلط
     غلط
     درست

امتیاز۷ به بالا:

    شما درباره علل احساس تنهایی اطلاعات خوبی دارید.
    اگر احساس تنهایی کردید می‌توانید با آن به خوبی برخورد نمایید.

امتیاز ۶ به پایین:

    بعضی از فرضیه ها و برداشتهای شما درباره ی احساس تنهایی درست نیست.
    امتیاز کم لزوما به این معنا نیست که احساس تنهایی می کنید.تست احساس تنهایی
    اما به این معناست که این احساس و عاطفه را به خوبی درک نمی کنید.

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

کودکی چه زود می‌گذره

۰

روزهای سبز بهاری بود، سبز و بارانی، ما بچه بودیم، با پسری که اسمش را به خاطر نمی‌آورم، در یکی از روستاهای دور تبریز بودیم. روستایی کنار حاشیه ارس. ارس خروشان، ارس پرآب، ارس سبز، آبی و گاه قهوه‌ای. از میان ریشه‌های درختان به دنبال ریشه قرمزی می‌گشتیم که وقتی در آب می‌جوشاندیم، آب را قرمز می‌کرد و ما تخم‌مرغ‌های عید را با آن رنگ می‌کردیم. ریشه‌ای که رنگش قرمز بود، چیزی میان قرمز و قهوه‌ای، چیزی میان قرمز و سیاه، قرمز و آبی. برای خودمان حکیمی بودیم، حکیم‌های کوچک. از کجا می‌دانستند که آن ریشه را باید پیدا کنند. از میان این همه ریشه، از میان این همه خاک. یک روز که دنبال ریشه قرمز بودیم، باران شدیدی گرفت و سردمان شد و باز هم نمی‌خواستیم به خانه برویم. آخرین کبریتمان هم اجاق کوچکمان را روشن نکرد. ما خیس بودیم و سردمان شده بود. برگ‌ها و شاخه‌های ما هم خیس بودند. اجاق کوچک ما هم سرد ماند، شعله ناکام ما هیچ وقت از یادم نمی‌رفت. اولین‌ها و آ‌خرین‌ها به سختی از یاد می‌رود، اولین آتش ما روشن نشده بود. اولین نگاه‌ها، اولین اشاره‌ها، اولین شکست‌ها و پیروزی‌ها، اولین اشارات، اولین لبخندها و خیلی از اولین‌های دیگر به سختی از یاد می‌روند.کودکی

۲

نمی‌دانم از کجای زمان این خاطره به ذهنم می‌آید، نمی‌دانم از کدام زمان حرف می‌زنم، چون خاطره‌اش مال خیلی سال‌های دور بود، خیلی بیشتر از عمر من، اما نمی‌دانم از کجا آمده است. خواب نیست، رویا هم نیست، واقعیت است، بعضی وقت‌ها واقعیت‌ها از رویاها و خواب‌ها غیرقابل باورترند. با همان پسرک بودم که در روشن‌کردن اجاقمان ناکام بودیم که اسمش به یادم نمی‌آید. در خانه‌ای را زدیم و عید را تبریک گفتیم؛ در خانه کاملا به یادم است، زنی که در را گشود، کاملا به یادم است، برای ما تخم مرغ آورد، اما بدون رنگ قرمز؛ مهم نبود، رنگش اصلا مهم نبود، مهم هدیه ما بود که به ما داده شد. چند حبه قند هم آورد. قندها و تخم‌مرغ‌ها را گرفتیم و رفتیم. نمی‌دانم قند را برای چه داده بود، بعدها شنیدم که در جاهای دور و محروم به جای شیرینی، در گذشته‌های خیلی دور قند می‌دادند. گویا ما هم جایی خیلی دور بودیم؛ خیلی دور. سال‌های سختی بود، تهران زیر بمب و موشک به سختی نفس می‌کشید، فرزندانش او را ترک کرده بودند و به روستاها و شهرهای دیگر رفته بودند. اما عیدهای تهران زیباست، زیباتر از خیلی جاها، چون خیابان‌های تهران در عید نفس می‌کشند، کوه‌های تهران در عید دیده می‌شوند، همه جای تهران در عید دیده می‌شود، از هر جای تهران، هر جای دیگرش دیده می‌شود. تهران خلوت بود و خانه‌ها خالی بودند. من خانه‌ای نداشتم، جایی هم نداشتم که بروم، اقوام کلید خانه‌شان را به من داده بودند تا من برای جلوگیری از سرقت، شب‌ها آنجا بمانم. یک بی‌خانمان ۱۱ کلید داشت و هر شب در خانه یکی‌شان می‌خوابید. هم خیلی جالب بود، هم خیلی عجیب بود، هم خوب بود و هم خوب نبود، ولی من لذت می‌بردم؛ آن‌قدر که امروز درباره‌اش می‌نویسم. من و تهران آن روزها خیلی به هم نزدیک بودیم؛ خیلی نزدیک. فکر می‌کردم تهران جان دارد و با من راه می‌رود؛ همین گونه هم بود. هنوز هم برای آن تهران، بعضی وقت‌ها دلم تنگ می‌شود و نامه می‌نویسم. همین مطلب هم خودش یکی از آنهاست. آن روزها به ترمینال غرب می‌رفتم و مسافران را تماشا می‌کردم. دیدن مسافران زیباست. مسافران با خودشان امید، زندگی و عشق به مقصد می‌برند. کسانی هم منتظر مسافران هستند؛ آدم‌های منتظر مهربان می‌شوند. اجاق‌های منتظران همیشه روشن است، اجاق‌های روشن خانه را گرم می‌کنند، خانه‌های گرم، خوب است. آن روزها، روزهای سختی بودند، ولی در روزهای سخت، کوچک‌ترین خوبی‌ها هم دیده می‌شوند. خوبی‌ها در روزهای سخت زیباترند، ضیافت‌های کوچک در روزهای دشوار، ضیافت‌های بزرگی به حساب می‌آیند، مثل ضیافت کوچک فیلم «پیانو» ساخته رومن پولانسکی که یک تکه شکلات در اردوگاه آلمان‌ها بین خانواده‌ای تقسیم می‌شود. روزهای سخت، زیبایی‌های زیادی دارد.گذراندن دوران کودکی

۳

با بچه‌های هنرمند از تبریز به راه افتادیم، با کریم زینتی و خانواده‌اش، با احمد و نیر، کریم ارجمند، سارا و چند نفر دیگر. قرار شد به اصفهان، یزد و شیراز برویم و هر جا که دلمان خواست چادر بزنیم. در بین راه لحظه تحویل سال نزدیک شد. نزدیک زنجان بودیم. زنجان هم شهر زیبایی است. خاطراتش بماند برای بعد. با هژیر و پدرش، با رضا و خانواده‌اش؛ بماند، بماند برای بعد. در راه زنجان پیاده شدیم تا سفره هفت‌سینمان را بچینیم. سین‌هایمان کم بود. هر کس دنبال یک سین می‌گشت. سفره را چیدیم، یک سین پیدا شد. ساعت را گذاشتیم، سبزه که در طبیعت بود، سیب هم داشتیم، باز هم سینمان کم بود. یک سبد آوردم، داخلش سنگ چیدم، یک سین دیگر هم کم داشتیم. شهلا سنجاق سرش را باز کرد و لحظه تحویل سال در یکی از سیب‌ها زد. قبول کردیم، آن هم یک سین بود، چه فرقی می‌کرد، می‌خواستیم سین‌هایمان تکمیل شود. سفر را ادامه دادیم و رفتیم. قرارمان این بود که هتل نرویم. میان اصفهان و یزد در آباده باران گرفت، بچه‌ها چادرها را جمع کردند و به راه افتادیم.

ویرانه‌ای پیدا کردیم، ویرانه‌ای که سقف داشت. ویرانه‌ها هم بعضی وقت‌ها به درد می‌خورند، بالاخص در روزهای سخت. در ویرانه‌ها می‌توان پنهان شد، مثل پناهندگان جنگ، مثل سربازان بی‌گناه، مثل سرباز رایان. بچه‌ها را زیر سقف ویرانه خواباندیم، نزدیک‌های صبح که شد، همه خوابیدند. عدسی بار گذاشتم؛ آفتاب که زد، عدسی پخته بود، اما کسی بیدار نشد، چون آفتاب می‌چسبید، آفتاب گرم بود، بچه‌ها را گرم می‌کرد. بیدارشان نکردم، چون از خوابشان لذت می‌بردم.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه
نوشته‌های اخیر