تبلیغات

کمک کردن به فرزندتان برای انطباق پیدا کردن با یک خانواده ناتنی (یا ناخوانده)

۰

معرفی کردن فرزندتان به یک ناپدری یا نامادری یا حتی نابرادری یا ناخواهری می تواند یک چالش سختی باشد، به خصوص در شرایطی که فرزندتان در برابر این تغییر مقاومت کند.

بنابراین باید در این شرایط با دقت عمل کنید و سعی کنید که شرایط را از دیدگاه فرزندتان هم در نظر بگیرید.

در طول زمان، فرزندتان با شرایط جدید خانوادگی انطباق خواهد یافت و باید امیدوار باشید که افراد جدید را دوست داشته باشد.
بخش یک – در مورد برنامه خودتان برای ازدواج مجدد با فرزندتان صحبت کنید

 1. در مورد اتفاقاتی که در حال افتادن هستند، با فرزندانتان صادق باشید.

هیچ چیزی نمی تواند مانع از رفع مشکلات بالقوه در اثر گذشت زمان شود.

به همین دلیل بهتر است از همان ابتدا با فرزندان خودتان صادق باشید و آنها را از هر نوع تغییر بالقوه محتمل در ساختار خانواده مطلع کنید.

هر چقدر که فرزندانتان اطلاعات بیشتری داشته باشند، آمادگی بهتری برای مقابله با شرایط پیش آمده خواهند داشت.

ایده مربوط به داشتن خویشاوندان جدید را با فرزندانتان در میان بگذارید.

در این صورت خواهید توانست یک معیاری از واکنش و احساس آنها در قبال داشتن یک ناپدری، نامادری، نابرادری یا ناخواهری در زمان های بعدی داشته باشید.

یک بحث آزادی با بچه خودتان داشته باشید. سعی کنید که یک ارتباط باز و منظمی با او ایجاد کنید. این کارتان باعث خواهد شد که آنها در مورد نگرانی ها یا شرایطی که ممکن است داشته باشند، به صورت صریح با شما صحبت کنند.

2. در زمانیکه می خواهید برنامه های خودتان را به اطلاع فرزندتان برسانید، یک سری موارد خاصی را در نظر داشته باشید.

معمولا هیچ نوع زمان ایده آلی برای صحبت کردن در مورد برنامه تان در رابطه با ازدواج مجدد وجود نخواهد داشت.

شما باید این کار را تا حد ممکن به صورت تدریجی و با ملایمت و در زمانی که احساس می کنید مناسب است، انجام دهید. یک سری از نکاتی که باید در نظر داشته باشید عبارتند از:

    اعلان آن به صورت غافلگیرانه مناسب نمی باشد. شما باید این موضوع را به صورت آرام و به تدریج به فرزند خودتان اطلاع دهید تا بتوانید زمان مناسبی را برای صحبت کردن با هم و گوش دادن به نظرات یکدیگر داشته باشید.

    قبل از نامزد شدن با همسرتان، بچه های شما باید او را ببینند. در صورتیکه بچه های شما قبلا همسر جدیدتان را دیده باشند، راحت تر خواهند توانست که شرایط جدید را درک کنند.

    یک مکالمه رو در رو با بچه تان یا اختصاص دادن کل روزتان به او می تواند بهترین روش برای گفتن برنامه هایتان باشد. شما می توانید آنها را برای شام خوردن به بیرون ببرید یا کل روز را در بیرون از شهر بگذرانید؛ این کار باعث خواهد شد که یک زمان مناسبی در کنار فرزندتان قرار داشته باشید و بتوانید موقعیت پیش آمده را به آنها توضیح دهید.

یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید
یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید
3. یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید.

اجازه بدهید که بچه هایتان به ناپدری یا نامادری و نابرادری ها و ناخواهری های خودشان سر بزنند.

این کار یک بخش مهمی از فرآیند آشنا کردن آنها با یکدیگر می باشد.

ترکیب کردن دو خانواده با یکدیگر یک وظیفه آسانی نیست. یکی از کارهای مهمی که باید انجام دهید عبارت از مشخص کردن یک زمان مناسب برای معرفی کردن بچه هایتان به اعضای آینده خانواده تان است.

هر چقدر که بچه های خودتان را زودتر از برنامه خودتان برای ازدواج مجدد مطلع کنید (یا در صورت امکان، قبل از ازدواج با همسر جدیدتان این کار را انجام دهید)، می توانید زودتر آنها را با یکدیگر آشنا کنید.

باید این نکته را در نظر داشته باشید که ملاقات اولیه تاثیر زیادی در ذهنیت هر دو طرف خواهد داشت، بنابراین باید یک زمانبندی مناسبی را برای طرفین در نظر بگیرید.

یک مکان جالبی را برای ملاقات آنها انتخاب کنید و آنها را با یکدیگر آشنا کنید. می توانید آنها را به یک پارک موزه محبوبشان ببرید تا بتوانند یک ارتباط مناسبی را با یکدیگر برقرار کنند.

اجازه بدهید که همسر آینده تان برای یک مدت زمانی با بچه هایتان تنها باشد. اجازه بدهید که آنها با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و از شخصیت های یکدیگر مطلع شوند.

در نهایت بچه هایتان خواهند توانست که یک سری زمینه ها و علایق مشترکی را با ناپدری یا نامادری آینده شان پیدا کنند.
بخش دو – به فرزند خودتان زمان بدهید تا بتواند با شرایط جدید تطابق پیدا کند
یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید
یک زمانی را برای باهم بودن بچه های بیولوژیکی خودتان و بچه های ناتنی خودتان در نظر داشته باشید
1. خودتان را برای مقابله با مشکلاتی که پیش خواهد آمد، آماده کنید.

زمانیکه یک سری افراد جدیدی وارد زندگی شما و فرزندتان شوند، باید به آنها زمان بدهید تا بتوانند با شرایط جدید انطباق پیدا کنند.

یک سری از مشکلات رایجی که ممکن است کودکان در این شرایط جدید تجربه کنند، عبارت خواهند بود از:

    احساس منزوی شدن یا تنها گذاشته شدن.
    احساس این مورد که یک فرد دیگری جایش را گرفته است.
    احساس محدود شدن و دریافت کردن اولتیماتوم.
    بی اعتمادی یا بی احترامی نسبت به اعضای جدید خانواده.
    احساس تحت فشار قرار گرفتن برای پذیرفتن تغییرات، قبل از آنکه خودشان آمادگی لازم را داشته باشند.


2. برای شنیدن نگرانی ها و دغدغه های بچه هایتان، در دسترس آنها قرار داشته باشید.

ترکیب شدن یک خانواده یک مور عاطفی برای بچه ها می باشد.

برای یک لحظه خودتان را به جای فرزندانتان تصور کنید – آیا آنها سوگوار سرپرست فوت شده شان هستند یا به دلیل طلاقی که گرفته اید، او را از دست داده اند و ناراحت هستند؟

به ترس ها و نگرانی های هر یک از بچه های خودتان گوش کنید و در برنامه ایجاد خانواده جدید، احساسات و عواطف آنها را به عنوان موارد اصلی مد نظر داشته باشید.

این انتظار را از بچه تان نداشته باشید که بلافاصله خودش را با شرایط جدید تطبیق دهد یا تغییر ایجاد شده را بپذیرد و او را مجبور نکنید که زندگی جدیدش را دوست داشته باشد؛

بلکه باید به او اجازه دهید که خودش با شرایط جدید تطابق پیدا کند و در یک وضعیت عاطفی بهتری قرار بگیرد.

این مورد را بپذیرید که بچه شما با یک تغییر قابل توجهی مواجه شده است و ممکن است واکنش متفاوتی داشته باشد

– این موضوع را بپذیرید و به صورت آرام او را متقاعد کنید که خانواده ناتنی جدید را بپذیرد و با آنها ارتباط برقرار کند.

3. بچه های خودتان را مجبور نکنید که یک رابطه صمیمی با خانواده ناتنی شان داشته باشند.

به هر یک از بچه های خودتان (بچه های بیولوژیکی و ناتنی) زمان کافی بدهید تا بتوانند با شخصیت های طرف مقابلشان انطباق پیدا کنند.

هر شخصی روش متفاوتی برای مقابله با تغییرات صورت گرفته در زندگیش دارد، بنابراین باید آنها را تنها بگذارید و اجازه دهید که موقعیت را درک کنند.

به احساسات آنها احترام بگذارید و به آنها نشان دهید که همچنان برای شما مهم هستند، دوستشان دارید و از آنها قدردان هستید.

پذیرفتن تغییرات باید به صورت تدریجی صورت بگیرد. آنها را مجبور نکنید یا از آنها انتظار نداشته باشید که سریعا تغییرات ایجاد شده را بپذیرند. این کار فقط منجر به ایجاد مشکلاتی در روابطتان خواهد شد.

4. زمان مناسبی را به فرزندان بیولوژیکی خودتان اختصاص دهید تا روابط شما را بپذیرد.

یک ترس رایجی که کودکان در حین ملحق شدن به یک خانواده ناتنی دارند، این مورد می باشد که والدین بیولوژیکی شان فرزندان ناتنی جدید را بیشتر از خودشان دوست خواهند داشت.

برای نگهداشتن رابطه قوی خودتان با فرزندان بیولوژیکی تان وقت مناسبی بگذارید و یک سری کارهایی را با هم انجام دهید.

از طریق گوش دادن به حرف آنها یا از طریق انجام دادن یک سری کارهای خاصی که دوست دارند، منجر به ایجاد احساس خاص بودن و دوست داشته شدن در آنها شوید.

در صورتیکه بچه شما هنر دوست داشته باشد، سعی کنید که به همراه هم به کلاس هنر بروید یا در صورتیکه بچه تان بازی های ویدئویی دوست داشته باشید، با هم مشغول این بازی شوید. شاید احساس کنید که باید یک رابطه قوی با بچه های ناتنی تان داشته باشید، ولی نباید روابط خودتان با بچه های قبلی تان را فراموش کنید.

5. صبور باشید.

خانواده ناتنی نمی تواند فقط در طول یک شب به یک شکل مناسبی دست پیدا کند. در طول فرآیند تعدیل، هر شخصی با یک سری فراز و نشیب هایی مواجه خواهد شد.

باید صبور بودن را تمرین کنید و سعی کنید که با استفاده از روش های مناسب یک فضای خوبی را در خانواده تان ایجاد کنید.

فرزندان خودتان را مجبور نکنید که بهترین دوستان اعضای خانواده ناتنی جدید باشند، ولی همه آنها را تشویق کنید که به یکدیگر احترام بگذارند و به صورت تیمی با هم همکاری کنند.

هیچ خانواده ای کامل نیست و در صورتیکه بخواهید به صورت اجباری این تفکر را در اعضای خانواده تان ایجاد کنید که خانواده فوق العاده و شادی دارید، باعث خواهید شد که بچه هایتان از شما متنفر شود.

اجازه بدهید که همه چیز به صورت آرام پیش برود؛ همچنین باید یک سری روش های مناسبی را برای ایجاد ارتباط مابین اعضای خانواده جدید پیدا کنید.
سعی کنید که یک سری علایق مشترکی پیدا کنید
سعی کنید که یک سری علایق مشترکی پیدا کنید
6. سعی کنید که یک سری علایق مشترکی پیدا کنید.

همه افراد را به برقراری ارتباط در درون خانواده ناتنی تشویق کنید، ولی قبل از آنکه بچه ها آمادگی لازم را نداشته باشند، آنها را به هیچ کاری مجبور نکنید.

سعی کنید که یک سری مشابهت هایی مابین اعضای خانواده پیدا کنید و آنها را تشویق کنید که این علایق مشترک را با یکدیگر بررسی کنند.

برای مثال، در صورتیکه شما یک دختر بیولوژیکی و یک دختر ناتنی داشته باشید که هر دوشان فوتبال را دوست دارند، کل خانواده ناتنی را به یک مسابقه فوتبال ببرید تا دختران از آن لذت ببرند و بتوانند روابط مابین خودشان را تقویت کنند.

نابرادری ها و ناخواهری های جدید به صورت طبیعی یک نوع احساس رقابتی را مابینشان احساس خواهند کرد، بنابراین نباید آنها را مجبور کنید که بلافاصله با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.

به صورت منحصر به فرد، به هر یک از بچه ها توجه کنید و تشابهات مابین بچه ها و فرصت های دوستی موجود را مشخص کنید.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

اختلال افسردگی فصلی و راه درمان

۰

اختلال افسردگی فصلی و راه درمان

اختلال افسردگی فصلی عمده با یک الگوی فصلی (که قبلا به عنوان اختلال عاطفی فصلی یا SAD شناخته می شود) با وقایع مکرر افسردگی در اواخر پاییز و زمستان و با دوره های حالت طبیعی در بقیه سالها مشخص می شود.

محققان موسسه ملی بهداشت روان اولین کسانی بودند که پیشنهاد می کردند این بیماری پاسخی به کاهش نور داشته و با استفاده از نور روشن به منظور درمان علائم آزمایش شود.

دانشمندان شناسایی کرده اند که سروترونین عصبی، ممکن است در بسیاری از افرادی که این اختلال را تجربه می کنند، به طور مطلوب کار نکند.

شیوع این وضعیت به نظر می رسد با عرض جغرافیایی، سن و جنس متفاوت باشد.

شیوع آن در میان افرادی که در عرض های بالا / شمال زندگی می کنند، بیشتر است.

افراد جوانتر در معرض خطر بیشتری هستند.

زنان این احتمال را بیشتر از مردان تجربه می کنند.
علائم اختلال افسردگی فصلی

شایع ترین علامت این اختلال، افسردگی غیرطبیعی است.

در افسردگی کلاسیک افراد تمایل دارند وزن کم کنند و کمتر بخوابند.

اما این وضعیت نوعی افسردگی غیرطبیعی است که اغلب در اختلال دوقطبی مشاهده می شود – مردم تمایل دارند وزن و خواب بیشتری داشته باشند.
اختلال افسردگی فصلی و راه درمان اختلال افسردگی فصلی و راه درمان

اگر چه همه افراد علائم زیر را تجربه نمی کنند، ویژگی های کلیدی اختلال افسردگی عمده با الگوی فصلی عبارتند از:

    هیپزومنیا (یا سرماخوردگی)
    خستگی روزانه
    فراموشی
    افزایش وزن
    بسیاری از افراد ممکن است علائم دیگری نیز داشته باشند، از جمله:
    علاقه جنسی کاهش یافته است
    بی خوابی
    افکار خودکشی
    عدم علاقه به فعالیت های معمول و کاهش اجتماعی شدن

تشخیص اختلال افسردگی فصلی

کلید تشخیص دقیق این شرایط تشخیص الگوی آن است.

علائم معمولا در اکتبر / نوامبر آغاز می شود و در مارس / آوریل فرو می روند.

بعضی از مردم در اوایل ماه اوت شروع به تجربه “کاهش” می کنند، در حالی که دیگران تا ژانویه خوب عمل می کنند.

صرف نظر از زمان شروع، اکثر مردم تا اوایل ماه مه کاملا “به حالت عادی” بر نمی گردند.

برای تشخیص باید این الگوی شروع و بهبودی در طی حداقل یک دوره دو ساله بدون وقوع هیچ قسمت غیر فصلی طی همین مدت رخ داده باشد.

این بدان معنی است که شما اولین تشخیص را دریافت نخواهید کرد.

اگر فکر میکنید ممکن است الگوی افسردگی فصلی داشته باشید، توجه به الگو مهم است.

پیگیری علائم خود را با توجه به زمانی که آنها شروع و زمانی که آنها فرو می ریزند در نظر بگیرید.

این خود آگاهی می تواند کمک کننده باشد.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، بدون بازدید ، بدون دیدگاه

در مقابل میل جنسی خود خویشتن دار باشیم

۰

نظر فردی که میل جنسی زیاد دارد و راهکارهای مشاور – ” دائم همه فکر و ذکرم به نیازهای جنسیم متمرکزه، حتی نمی تونم رو درس تمرکز کنم. همیشه خیال پردازی جنسی دارم. با وجود سکس و رابطه جنسی هر روزه باز هم همیشه تشنه رابطه هستم.

اوایل این میل زیاد رو نقطه قوت خودم می دونستم و فکر می کردم نسبت به بقیه مردها برتری بیشتری دارم! ولی حالا که شهوت و افکار جنسی باعث شده از کار و زندگی عقب بیفتم از این وضع راضی نیستم.
میل جنسی زیاد

نگران اینم که نکنه به همسرم خیانت کنم. دیگه واقعا از افکار ناخواسته ای که تو ذهنم درمورد سکس پیش میاد کلافه شدم”

همه ما در فضای مجازی، داروخانه ها و رسانه های مختلف با تبلیغاتی در خصوص داروهای افزایش دهنده میل جنسی و یا درمان های مختلف بی میلی جنسی رو به رو شده ایم.

این در حالی است که  آن سوی این جریان یعنی میل جنسی زیاد نیز برای عده زیادی از افراد بخصوص مردان، دردسر ساز و چالش برانگیز شده است.
اما میل جنسی چیست؟

میل یا تمایل جنسی به انگیزه، خواست و علاقه نسبت به موضوعات جنسی اشاره دارد.

در واقع میل جنسی، مقدمه و بخشی از عمل جنسی ( سکس ) است که می تواند به رابطه جنسی با شریک جنسی و یا با خود ( خود ارضایی ) منتهی شود.

میل یا تمایل جنسی بخش غریزی و طبیعی از نیازهای ذاتی انسان است. این نیاز تحت شرایط خاصی با شدت بیشتری احساس می شود.
این شرایط عبارت است از:

    ارتباط با یک شریک جنسی
    خیال پردازی های جنسی
    تنش و محرومیت جنسی طولانی ( میل جنسی که به آن پاسخ داده نشده )

میل جنسی زیاد و مشاوره ازدواج
عوارض و مشکلات میل جنسی زیاد چیست؟

میل جنسی زیاد بخصوص برای افراد مجرد یا متاهلینی که با همسر خود از نظر جنسی هماهنگ نیستند می تواند دردسرساز شود.

از جمله دردسرهای احتمالی میل جنسی زیاد می توان به موارد زیر اشاره نمود:

    از دست دادن اعتماد به نفس و احساس ضعیف النفس بودن بخصوص در موقعیت هایی که علارغم میل باطنی خود تسلیم نیازهای جنسی می شوند.
    افزایش احتمال خیانت یا برقراری روابط مختلف با چند شریک جنسی
    عدم تمرکز و رسیدگی در انجام سایر امور، از جمله تحصیل، کار و..
    مشکلات بین فردی و رفتار نامناسب در مقابل دیگران
    مشکلات قانونی
    پناه بردن به دنیای درونی ( خیال پردازی و انزوا )
    خود ارضایی بیش از حد
    افزایش احتمال ابتلا به بیماری های مقاربتی از جمله ایدز، هپاتیت و..

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

روانشناسی رایگان

۰

روانشناسی رایگان:به دلیل مشکلات مالی فراوان این روزها استفاده از روانشناسی رایگان .

و مشاوره در این حالت بسیار پر طرفدار است روانشناسی رایگان می تواند در زمینه های گوناگون ارائه گردد.

یکی از موضوعاتی که می توان در روان شناسی رایگان به آن پرداخت اختلال شخصیت روان پریش است.

روان پریشی به معنی حالت روانی غیرطبیعی است.
اختلال روانشناسی رایگان

جنون یک اختلال روانپزشکی جدی است که فرد را با اشکالات و تصورات مضر همراه می کند.

در این مقاله، ما به علل ان و علائم آن اشاره می کنیم. توصیه می کنیم که این بخش را از دست ندهید.

این توهم یک تجربه حسی است که در غیاب یک محرک واقعی اتفاق می افتد.

برای مثال، فردی با توهم شنیداری می تواند صدای مادرش را بشنود.

در حالی که مادرش در اطراف او حضور ندارد. یا فرد با توهمات بصری چیزهایی را میبیند.

که یک فرد سالم در کنار او نمی بیند. فرد مبتلا به اختلال روانی پریشی متوهم از اعتقادات غلط است.

که او فکر می کند که درست است و توهمات می گویند که او ممکن است.

شک و تردید، توهمات غریزی توهم اجتماعی، توهمات حسی را تجربه کند.

مرکز ” مشاوره ستاره ایرانیان” تنها کلینیک شبانه روزی تخصصی و روانشناسی در ایران.
اختلال روانی پریشی متوهم

    فرد مبتلا به روانپریشی ممکن است افکار غلطی داشته باشد.
    این افکار به عنوان توهم شناخته می شوند.
    برخی از افراد مبتلا به روانپریشی ممکن است.
    انگیزه ای برای حرکت و حضور در جامعه نداشته باشند.
    چنین تجربیات روانشناختی می تواند ترسناک باشد.

از آنجا که افراد مبتلا به این نوع اختلال ممکن است به محیط اطراف آسیب برسانند.

به همین دلیل، آنها باید توسط روانپزشک درمان شوند. تشخیص علائم روانی بسیار مهم است.

علائم این بیماری عبارتند از: مشکل داشتن در تمرکز نمودن. خلق و خوی بد.

بیش از حد خوابیدن. اضطراب داشتن. شک و تردید. جدایی و انزوا از خانواده و جامعه.

داشتن توهم زیاد. گفتار و گفتگوی نامنظم و پراکنده که مرتبا محور آن تغییر می کند.
افسردگی توام با استرس

    افسردگی توام با استرس. افکار یا اقدام به خودکشی  از مجموعه علائم مهم هستند.
    هر بیمار از بیمار دیگری متفاوت است و علت دقیق این اختلال مشخص نیست.

با این حال، شرایط و حالات خاصی وجود دارد که به توسعه اختلالات روانشناختی مربوط می شود.

استفاده از مواد مخدر، بی خوابی و عوامل محیطی در تشدید این اختلال موثر است.

علاوه بر این، یک وضعیت خاص در شرایط زندگی یک فرد منجر به افزایش شدت اختلال روانی او می شود.

بیماری هایی که می توانند باعث این اختلال شوند عبارتند از:

    بیماری های مغزی مانند بیماری پارکینسون، بیماری  کیست یا تومورهای مغزی.
    بیماریهای دمانس مانند آلزایمر، سایر عفونت هایی که به مغز حمله می کنند.

برخی از انواع صرع و سکته مغزی نیز موثر هستند.

عوامل خطر برای تشدید و رشد روانی اجتماعی مهم هستند.

در این زمان، نمی توان دقیقا مشخص کرد که علت اختلال روانی جنون است.
مشاوره روانشناسی رایگان

    با این حال، تحقیقات نشان داده است .
    که ژنتیک می تواند در این نقش نقش داشته باشد.
    اگر فردی با خانواده دارای چنین نقصی باشد.

احتمال دارد والدین، کودک، خواهر یا برادر نیز از دیوانگی رنج ببرند.

کودکان مبتلا به اختلال نیز مبتلا به روانپریشی یا دیوانگی هستند.

انواع روانپریشی یا دیوانگی را می توان در دسته های زیر جای داد.

این بیماری روانی همچنین شامل چندین نوع است که تحت شرایط خاص ایجاد می شوند:

این نوع اختلال روانی ممکن است به زودی به دلیل یک دوره استرس شدید.

یا شوک از دست دادن خویشاوندان نزدیک به یک فرد رخ دهد.

و فرد به زمان قبلی خود بازمی گردد.

روان پریشی ناشی از مصرف مواد مخدر و الکل هم نوعی از ان است.

    محرک ها و داروها مواد مخدر غیر مجاز مانند :
    متامفتامین و کوکائین می توانند باعث بی خوابی شوند.
    مایعات غیر قانونی مانند LSD اغلب جنون را ایجاد می کنند.
    اما با اثرات موقتی همراه هستند.
    معتادین به الکل و مواد مخدر، روان پریشی .
    و بی نظمی ناگهانی را تجربه خواهند کرد.

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

۰

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

زمانی که صحبت از تربیت نوجوان می شود، هورمون های پرخاشگری، سوءتفاهم، داد و بیداد، محدودیت ها و بازپرسی به ذهن می آیند.

آیا شما ترجیح نمی دهید به احترام ، انتقال به بزرگسالی ، بحث های منطقی و رفتار معقول فکر کنید؟

یکی از نیازمندی های بزرگ کردن فرزندان تعادل روشن بین اقتدار و دوست داشتن می باشد، و هنگام نوجوانی این تعادل داشتن بسیار مهم تر است. چگونه می توانید کودک را بدون تخریب ارتباط تربیت کنید؟
اشتباهات والدین در برخورد با نوجوانان

در این مقاله برخی از اشتباهات والدین در برخود با نوجوانان و هنگام تربیت آن ها را لیست کرده ایم.
فقدان ثبات

فقدان ثبات یکی از متداول ترین اشتباهات والدین در برخورد با نوجوانان است. در حالیکه همه کودکان نیازمند تربیت و انضباط مداوم هستند، این مسئله در دوره نوجوانی مهم تر می شود. زمانی که یک رفتار یک روز پذیرفته شده و روز دیگر نادیده گرفته می شود گیج می شوند.

قوانین ایجاد شده نیازمند پیامدهای مشخص هستند. پیامدهای واقع گرایانه و با ثبات تصویری از جهان واقعی را به نوجوان می دهند. مشخص کردن قوانین خانه با پیامدهای مشخص، سپس مسئولیت پذیری متناسب با آن، برای همه بچه ها ایمنی و جهت را فراهم می آورد.
گوش نکردن

والدین اغلب می خواهند مورد احترام واقع شوند، اما اغلب جواب این احترام را از طریق گوش نکردن به نوجوان نمی دهند.

گوش نکردن به اون این پیام را می رساند که حرف با ارزشی برای گفتن ندارد. حتی زمان مخالفت کردن، باید به نوجوان فرصت دهید تا افکار و احساساتش را بیان کند.

این مسئله البته به معنی این نیست که نوجوان می تواند پرخاشگری یا بدرفتاری کند. الگودهی و ایجاد راهنما برای پایان دادن به اختلافات ضروری است. اگر می خواهید شنیده شوید، چگونگی گوش دادن را بیاموزید.

یازده اشتباه والدین در رفتار با نوجوانان

تنبیه کردن هنگام خشم

گاهی والدین تنها زمانی تنبیه می کنند که دیگر صبرشان لبریز شده است. این امر به نوجوانان اجازه می دهد قبل از اینکه عواقب آن را متحمل شوند ، برای یک دوره بدرفتاری کنند.

این مسئله نه تنها گیج کننده است بلکه منجر به سوء استفاده نیز می شود. روبرو شدن هیجانی با نوجوان اغلب تاثیرات شدیدی به همراه دارد، بلکه در اکثر اوقات یک مانع ارتباطی بزرگ در رابطه والد فرزند ایجاد می کند.

فرزندپروری با ثبات، همانطور که در بالا توضیح داده شد، از تنبیه در هنگام خشم جلوگیری می کند. فاصله گرفتن از موقعیت تا زمانی که فرد از لحاظ هیجانی بهبود یابد نیز می تواند موثر باشد.
تنبیه نامربوط

تنبیه همواره باید بازتاب پاسخ به عمل خلاف باشد. برای مثال، اگر نوجوان بعد از ساعت مقرر شب به خانه برگردد، محدود کردن بیرون رفتن او به مدت محدود می تواند مفید باشد.

نوجوانی که تکالیفش را ننوشته باید در خانه بماند تا تمام کند و دورهمی بعد از ظهر را باید کنسل کند. اگر نوجوان دورهمی بعد از ظهر را به عنوان تنبیه از دست بدهد، اما در واقع تکلیف مدرسه را انجام نمی دهد، عواقب آن معقول و منطقی نیستند.
پذیرفتن هر رفتاری به خاطر سن نوجوان

اینکه بر اساس علم و منطق نوجوانی سنی است که نوجوان تحت تغییرات فیزیکی و هیجانی است، نباید بهانه ای شود برای هر گونه رفتار نامناسب.

اغلب، نوجوان هایی که به آنها اجازه داده می شوند هر رفتاری را نشان دهند هنگام بزرگسالی آن رفتار را رها نمی کنند. شخصیت در هر سنی همان شخصیت است. انتظارات رفتاری باید مطابق با موازین درست باشد نه سن کودک.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

بوسپیرون و افسردگی

۰

بوسپیرون که با نام تجاری بوسپر نیز شناخته می شود از جمله داروهای ضد اضطراب است که برای درمان اختلالات اضطرابی از جمله اضطراب فراگیر، اضطراب اجتماعی و سایر انواع اضطراب ها به کار می رود.

عملکرد اساسی بوسپیرون به این صورت است که از طریق تاثیر بر مواد طبیعی در مغز و انتقال‌دهنده‌های عصبی، برای درمان اختلال اضطراب به کار می‌ رود.

پس از مصرف بوسپیرون، علایمی از موارد زیر کاهش یافته و به طور کلی علایم اضطراب فروکش خواهد کرد.

    تپش قلب،
    گز گز کردن دست ها،
    خیس شدن کف دست
    و..

از بوسپیرون علاوه بر درمان رایج در اختلالات اضطرابی، به منظور کاهش علایم افسردگی نیز استفاده می شود.

پژوهش های بالینی موید ان است که در اختلال کمبود مسل جنسی نیز بوسپیرون می تواند مفید واقع شود هر چند تجویز و تشخیص نهایی بر عهده ی پزشک است.
دوز مصرفی بوسپیرون و نحوه ی مصرف

نحوه ی مصرف به دستور پزشک معالج تان مشخص می شود. بنابراین از کم و یا زیاد کردن خودسرانه دوز دارو اجتناب کنید.

بر اساس مزان اضطراب، شدت علایم و نحوه ی پاسخ گویی بدن تان، ممکن است ۲ الی ۳ بار مصرف خوراکی در طی روز برای تان در نظر گرفته شود.

نکته ی قابل توجه آن است که بلافاصله پس از مصرف این دارو، علایم اضطراب کاهش نخواهند یافت.

به عبارتی ممکن است در هفته های اول مصرف، علایم بیشتری از اضطرابرا تجربه کیند که به مرور و پس از حداقل۱ماه کاهش خواهند یافت.

بنابراین از مصرف بوسپیرون به عنوان مسکن موقت خودداری کنید و طول دوره ی مصرف تان را به طور کامل طی کنید.
بوسپیرون و افسردگی - تداخل دارویی و عوارض

عوارض جانبی بوسپیرون

عوارضی زیر از جمله عوارض احتمالی بوسپیرون است که با مصرف همزمان گریپ فروت ممکن است تشدید شود.

    سرگیجه،
    خواب‌آلودگی،
    سردرد،
    تهوع،
    نگرانی،
    بی‌قراری،
    تاری دید،
    خستگی
    مشکلات خواب

اگر هر یک از این عوارض ادامه یافت یا بدتر شد به سرعت با پزشک خود تماس حاصل کنید.

بیماران اضطرابی ممکن است در بسیاری از موارد، از مبتلا شدن به عوارض جانبی در هراس باشند و به همین دلیل، مصرف دارو را ادامه ندهند.

در این زمینه لازم است بدانید که عوارض جانبی در مورد همه ی افراد صادق نیست و تداوم دارو تا کنترل کامل اضطراب، امری ضروری است.

بهترین کار این است که به پزشک تان اعتماد کنید و روان درمانی و مشاوره را همزمان با دارو پیش ببرید.

بوسپیرون و افسردگی هر دو بر هم تاثیرگذاشته و علاوه بر درمان افسردگی، استفاده نادرست آن سبب بروز افسردگی می شود.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۸ بازدید ، بدون دیدگاه

روان شناسی اعصاب

۰

روان شناسی اعصاب ترکیبی از مولفه های عصب شناختی و روان شناسی می باشد. روان شناسان اعصاب تاثیرات شرایط روان شناختی را بر روی سیستم های عصبی – شامل مغز و ستون فقرات – مطالعه می کنند .

همچنین روش هایی را بررسی می کنند که تغییرات شیمیایی مغز در نتیجه صدمه، هورمون ها و یا عوامل محیطی، می تواند بر روی سلامت روانی تاثیر گذار باشد.
تاریخچه روان شناسی اعصاب

از هزاران سال پیش مردم با تاثیرات وضعیت های روان شناختی آشنا بوده اند. برای اولین بار در سال ۳۵۰۰ قبل از مسیح، ایمنهوتپ به عنوان کشیش روحانی مصری شروع به مطالعه تاثیرات مغز بر روی رفتار کرد. بقراط بیان کرد که مغز به طور مستقیم بر روی رفتار تاثیر دارد.

فیلسوفی به اسم رن دسکارتز تحت تاثیر شدید نحوه ایجاد ذهنیّت از طریق مغز قرار گرفت، هر چند که وی به دلیل استفاده زیاد از روش های غیر علمی مورد انتقاد قرار گرفته است.

با این وجود، وی به منظور شناخت نحوه کارکرد مغز و بدن، بر روی حیوانات زیای کالبد شکافی انجام داد.

روان شناسی اعصاب در نیمه دوم قرن نوزدهم ظهور کرد و بعد از آن علم ذهن تا قرن بیستم شروع به پیشرفت کرد و دانشمندان به این شناخت دست یافتند که بخش های خاصی از مغز، عملکرد های بدنی خاصی را کنترل می کند.

همچنین، در حال حاضر ما می دانیم که مواد شیمایی از قبیل انتقال دهنده های عصبی و هورمون ها می توانند بر روی مسیر سیگنال ها، هم در درون مغز و هم در سایر بخش های بدن، تاثیر گذار باشند.

این مورد منجر به باز شدن یک پنجره جدید مربوط به دنیای مغز برای اعصاب شناسان شد و این آگاهی منجر به ظهور روان شناسی اعصاب مدرن شد.

روان شناسی اعصاب در درمان

در طول چندین قرن، متخصصان سلامت روان بر روی درمان مغز کار می کردند در حالی که قادر به مشاهده این ارگان در حال درمان نبودند.

با این وجود در روش های زیادی، مغز همچنان یک عامل مرموزی می باشد و روان شناسی اعصاب یک رشته نوظهوری می باشد که بینش هایی جدیدی را در مورد نحوه کارکرد مغز به درمانگران ارائه می دهد و مولفه های پزشکی و روان شناختی را به کار می گیرد.

درمانگرانی که مولفه های روان شناسی را در تکنیک های متنوعی مورد استفاده قرار می هند، در اغلب موارد بینش های مربوط به این زمینه را با رهیافت های دیگر ادغام می کنند.

برخی از افراد به عنوان یک پزشک و یا عصب شناس تحت آموزش قرار می گیرند؛ و افراد دیگری به عنوان درمانگران اصلی عمل می کنند.

در مراحل اولیه، روان شناسی اعصاب مربوط به ارزیابی شرایطی بود که بر روی سلامت مغز تاثیر گذار بود، همانند آسیب های ذهنی درمانی و آلزایمری، و همراه با آن یک ارزیابی در مورد عملکرد عصب شناختی صورت می گرفت که می توانست بر روی سلامت روانی تاثیر گذار باشد.

روان شناسان اعصاب بالینی، سلامت عصب شناختی را مورد بررسی قرار می دهند. آنها می توانند اسکن های مغز را بررسی کنند، با پزشکان طبّی مشورت کنند، و به منظور تشخیص و درمان شرایط و مشکلات ذهنی، از آزمون های آزمایشگاهی استفاده کنند.

فیدبک عصبی به عنوان یک رهیافت درمانی، فعالیت مغز را در زمان واقعی مشاهده می کند. بعد از آن، درمانگر در مورد نحوه پیشرفت و یا تغییر فعالیت های ذهنی به منظور دستیابی به سلامت ذهنی بهتر، فیدبک هایی را به درمانجو ارائه می دهد.

همچنین برخی از روان شناسان اعصاب، مشکلات یادگیری از قبیل دیزلکسیا (عدم توانایی خواندن) را درمان می کنند.

روان شناسی اعصاب به شدت از رسوم تجربی و آزمایشگاهی حمایت می کند. بیشتر روان شناسان اعصاب، از رهیافت آزمون – خطا استفاده می کنند، که منجر به ایجاد تغییرات محدود در کارایی آنها شده است.

برای مثال، یک درمانگری که از روان شناسی اعصاب استفاده می کند، ممکن است قبل از ایجاد هر تغییری یک توصیه پزشکی خاصی را ارائه دهد.

در صورتی که تجویز دارو دارای کاربرد مناسبی نباشد، درمانگر می تواند تغییرات ذهنی و داروهای دیگر را هم پیشنهاد دهد و یا در صورتی که کلا کارایی نداشته باشد، تجویز دارو را حذف کند.
نحوه تاثیر روان شناسی اعصاب بر روی پیامد های درمانی

روان شناسی اعصاب بر روی روش های درمان سنّتی زیادی تاثیر گذار بوده است.

برای مثال، رهیافت های مبتنی بر آگاهی به منظور مدیریت استرس، تا حدّی بر مبنای ارائه اطلاعاتی هستند که آگاهی می تواند منجر به تغییر در فعالیت ذهن شود و یا برخی از مشکلات سلامت روانی را درمان کند.

ایده مربوط به تغییر ذهن، که به عنوان نرو پلاستیک یا پلاستیک جراحی عصب شناخته می شود، در سال های اخیر منجر به جلب توجه زیادی در بین متخصصان سلامت روان، به خصوص در رابطه با الگوهای واکنش، شده است.

یک الگوی معمولی واکنش در بین افراد، انحراف منفی می باشد – این تصور که مغز ما بر روی احساسات و اتفاقات منفی متمرکز شود.

درست همانند کاری که نیاکان ما برای بقاء انجام دادند، ما به جای تمرکز بر روی تجارب مثبت، فقط بر روی مواردی تمرکز می کنند که بهزیستی ما را تهدید می کنند.

روان شناسی اعصاب بیان می دارد که ما می توانیم این الگوها را ، چه این الگوها ژنتیکی باشند و دارای ریشه های تکاملی باشند که ما به ارث برده ایم و یا بر مبنای تجارب زندگی ما باشند، تغییر دهیم.

درمانگران زیادی در رهیافت های خودشان، این روش را با روان شناسی ادغام می کنند.

برخی از روش های روان شناسی اعصاب نسبتا جدید هستند، هر چند مورد آزمون قرار نگرفته اند.

بنابراین افرادی که مایل به استفاده از روان شناسی اعصاب هستند، باید تا جایی که می توانند در مورد دکتر ها و درمانگران این رهیافت درمانی اطلاعات بیشتری کسب کنند.

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

رفتارهایی که سبب دلزدگی همسر تان می شود – چه کاری نباید کرد

۰

شما روابط خوبی با همسرتان دارید و هرگز دوست ندارید ناراحت نشوید.

اما این واقعیت که ما باید قبول کنیم این است که فرد در معرض خطر طرد شدن است.

چند رفتار که ناخودآگاه آزار و اذیت همسر را به دنبال دارد بخوانید.
بعد از تمیز کردن او دوباره تمیزکاری می کنید.

هنگامی که همسر شما ظروف را شسته است و به همان اندازه پاک کرده است، دوباره آن ها را می شویید.

با این رفتار، او احساس ارزشمندی برای کمک به شما را از دست می دهد.

گاهی اوقات شما باید مراقب باشید.

هنگامی که ظروف در جای خود قرار ندارند نیز می توانید بخوابید.
شما دائما خود را مورد انتقاد قرار می دهید

خواه روز بدی داشته اید و یا به دنبال همسر تان باشید که صادقانه دلداری تان بدهد این به یک رفتار آزار دهنده در شما تبدیل خواهد شد.

سعی کنید مانند او باشید.

هر روز خود را با گفتن چیزی که افتخار می کنید جشن بگیرید.

به گفته روانشناسان، اگر خودتان را همان گونه که هستید قبول کنید، روابط بهتری خواهید داشت.
با تلفن همراه خود ارتباط برقرار می کنید

هنگامی که شما به طور مداوم با تلفن همراه خود مشغول هستید و در اطراف فضاهای مجازی سرگردان، همسر شما احساس ناخوشایند و نادیده گرفته شدن می کند.

کمتر شبکه های اجتماعی را بررسی کنید یا زمانی که هر دو با هم هستید تلفن همراه را خاموش کنید.

شاید کمی سخت باشد اما نتیجه خوبی خواهد داشت.
هر زمان که می خواست یک شنونده خوب باشید

او در مورد برنامه آخر هفته صحبت می کند و ناگهان بین حرف هایش درباره بخشی از فیلمی که چند لحظه پیش دیده اید حرف می زنید و می خندید.

به جای اینکه او را به صحبت کردن با دیوار تشویق کنید، سعی کنید به دقت به حرف های او گوش دهید.
در جمع دوستانش حرفش را قطع نکنید

هنگامی که شما در گروهی از دوستان هستید، صحبت های همسرتان را قطع نکنید.

این باعث می شود او احساس تحقیر و نا امیدی کند.

همچنین معتقدند که انسان برای زندگی به عشق نیاز دارد.

عشق چیزی است که در اطراف ماست.

ما آن را هر روز حس می کنیم بنابراین بسیار عجیب است.
چه کسی مایل است عشق را بپذیرد؟

بسیاری از مردم راه هایی را که به طور عادی عشق را در اطرافشان رد می کنند نمی دانند.

شناختن چگونگی رد عشق ناخودآگاه باعث می شود که شما عشق خود را نسبت به زندگی خود بپذیرید.
رفتارهایی که سبب دلزدگی همسر تان می شود – چه کاری نباید کرد
شما بحث را شروع می کنید

هنگامی که انسان ها در رابطه آسیب پذیری های زیادی احساس می کند، این برای آن ها بحث برانگیز نیست.

اکثر افراد اختلاف نظر و یا اختلاف نظر خفیف را در روابط خود تجربه می کنند.

این یک بخش طبیعی از یک رابطه است.

اما رد عشق در زمانی اتفاق می افتد که بدون هیچ دلیلی بحث می کنید.

مردم نه تنها با دعوا عشق را رد می کنند، بلکه مشکل را دو چندان می کنند.

یکی از راه های پذیرش عشق این است که به عقب برگردیم و به واقعیت نگاه کنیم.

اگر شما خود را برای مبارزه آماده می کنید، به دنبال آن هستید، احتمالا خواهید یافت که شما از عشق بی خبر بودید.
احساساتتان را خاموش می کنید

چه کسی دوست دارد رابطه اش بدون احساس باشد؟

خاموش کردن احساسات یکی از راه های رد عشق است که مردم آن را تحقق می بخشند.

هنگامی که شما احساس آسیب پذیری می کنید، از احساس خودداری می کنید، زیرا اغلب ما خودمان را متقاعد می کنیم که احساس ما خیلی مهم نیست.

اما رد عشق تنها باعث می شود شما آن را تجربه نکنید.

توجه داشته باشید که چه زمانی احساسات خود را خاموش می کنید.

علت چیست؟

خود را صادقانه بپذیرید و احساسات خود را نشان دهید.

شما توانایی پذیرش عشق در زندگی خود را پیدا خواهید کرد.

خاموش کردن احساسات باعث کاهش میل جنسی می شود.
کمتر از آنچه شما سزاوار هستید رفتار می کنید

ما همیشه با افرادی که با ما خوب رفتار می کنند رفتار خوبی نداریم.

این یکی از واقعیت های زندگی است.

اما زمانی که شما اجازه می دهید کمتر از چیزی که سزاوار آن هستید با شما رفتار شود، شما عشق را از همه افرادی که به شما احترام می گذارند، انکار می کنید.

این عمدتا به این دلیل است که مردم فکر می کنند که از شادی که شایسته آن هستند لذت نمی برند.

به گذشته خود نگاه کنید و ببینید که مردم چگونه با شما رفتار می کردند.

آیا هنوز هم با آنها ارتباط برقرار می کنید؟

اجازه بدهید خودتان را دوست داشته باشید که ارزشش را دارد.

ارزش خود را حفظ کنید.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

۰

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

آیا نوجوان شما مدام می گوید که از مدرسه رفتن متنفر است؟

آیا در مورد معلم ها، همکلاسی ها و بی فایده بودن درس ها غر می زند؟

آیا افرادی که در مدرسه هستند را دورو می داند، و نمی‌تواند دوست خوب پیدا کند؟ اگر اینچنین است، به عنوان والدین احساس نگرانی و خستگی دارید. شما می خواهید که به فرزند خود کمک کنید، اما هر چقدر سعی می‌کنید موفق نمی شوید.
در مورد بیزاری نوجوانان از مدرسه نگران نباشید!

کسانی که با نوجوانان کار کرده اند حتما می دانند که تنفر از مدرسه در این سن طبیعی است.

با اینحال، موضوعی است که باید مورد توجه قرار بگیرد. راهبردهای کاربردی بسیاری وجود دارند، که می توانید در این موقعیت استفاده کنید. در این مقاله 15 روش برای شما در این موقعیت ارائه شده اند.

    تصور نکنید نوجوان لجباز شده یا سرکشی می کند.

از زمانی که کودکان وراد دوره نوجوانی می شوند، به دنبال خودمختاری هستند. آنها همچنین در حال شکل دهی هویت خود هستند، و در کنار همه اینها مغز و بدن به سمت تغییرات شگرف می روند.

به همین دلیل است که رفتارهای نوجوان سرکشانه می شوند.

اما تصور نکنید که این تنها دلیل است که نوجوان را از مدرسه رفتن متنفر می کند. اکثر اوقات، موضوعات دیگری نیز درگیر هستند، مانند احساس سرکوب شدن، مشکل با انجام تکالیف مدرسه، زورگویی از سوی بچه های دیگر، و ترس از امتحان.

با بیزاری نوجوانان از مدرسه رفتن چه کنیم؟

    به این فکر کنید که چه عاملی باعث شده نوجوان این حس را داشته باشد؟

این سوالات را از خود بپرسید؟

    آیا مدام به نوجوان خود غر می زنم؟
    آیا همیشه در مورد مسائل مدرسه با او صحبت می کنم؟
    آیا سرگرمی های کودک را هدر دادن وقت می دانم؟
    آیا نوجوانم را با دوستانش، خواهربرادرها یا بچه های فامیل مقایسه می کنم؟
    آیا من تاکید بیش از حد روی انجام تکالیف مدرسه داشته ام؟
    آیا بدون سوال کردن از نوجوان او را در کلاسی ثبت نام کرده ام؟

هیچ کدام از دلایل بالا به تنهایی عامل ایجاد نفرت از مدرسه در کودک نیستند.

اما در ترکیب با یکدیگر، احتمالا باعث اختلاف شدید بین شما و نوجوان خواهند شد. که در طول زمان، با نفرت از مدرسه متداعی می شوند.

    هنگام گوش دادن به نوجوان از تکنیک های گوش دادن فعال استفاده کنید.

زمانی که با نوجوان خود درباره علت تنفر از مدرسه صحبت می کنید، از تکنیک های گوش دادن فعال استفاده کنید:

    به نوجوان خود توجه کامل نشان دهید
    زمان گوش دادن به کودک چند کار را همزمان انجام ندهید.
    زمان حرف زدن نوجوان وسط حرف او نپرید.
    نوجوان را تشویق کنید به صحبت کردن ادامه دهد مثلا با گفتن : “خب..” .. ” ادامه بده” و …
    با نوجوان خود همدلی کنید
    به دنبال این باشید که احساسش را بفهمید
    قضاوت نکنید
    مسئله را اخلاقی نکنید.
    تا انجا که ممکن است نصیحت ناخواسته نکنید.
    به طور معمول آنچه که تصور می کنید نوجوان می گوید را انعکاس دهید، مثلا بگویید: به نظر می رسه معلمت ریاضی رو خوب توضیح نداده بخاطر همین از ریاضی بدت میاد.

با استفاده از تکنیک گوش دادن فعال، نوجوان با احتمال بیشتری مشکلاتش را به شما می گوید.

    از تهدید کردن استفاده نکنید.

والدین مجبور می شوند برای فشار آوردن به نوجوان گاهی از تهدید استفاده کنند.

این تهدیدها در دراز مدت کار نمی کنند، چه تهدید به محدودیت بیشتر باشد چه گرفتن گوشی موبایل. استفاده از قدرت و زور با بزرگ شدن کودک کمتر موثر واقع می شود. تا زمانی ک هنوجوان هستند این رویکرد مناسب نیست، و بیشتر منجر به اختلافات می شود.

به عبارت دیگر، با تهدید کردن او نمی توانید باعث شوید عاشق رفتن به مدرسه شود. به احتمال زیاد علت اصلی نفرت نوجوان از مدرسه ریشه هیجانی دارد. چیزی که باید به عنوان یک اولویت دیده شود.

    سخنرانی نکنید.

برای نوجوان خود شروع به سخنرانی کردن نکنید، به عبارت دیگر پای منبر نروید.

اما اگر هم خواستید انجام دهید سعی کنید کوتاه و خلاصه باشد. نوجوانان معمولا تا دو دقیقه به سخنان شما گوش می دهند، بنابراین با سخنرانی طولانی تنها نفس خود را هدر می دهید.

اگر در مورد اصرار به مدرسه رفتن مدام بگویید به خوبی پاسخ نمی دهند. هم چنین رفتار خاصی را متوقف نخواهد کرد به دلیل اینکه شما به او گفته اید باید آن را انجام ندهد. علاوه بر اینها، حتی دانش آموزانی که به شدت از مدرسه متنفر هستند نیز از اهمیت مدرسه رفتن مطلع هستند.

بنابراین، نیازی نیست که شما به آنها گوشزد کنید، معلمان هر روز این کار را انجام می دهند.

پس نوجوان چه چیزی از جانب شما می خواهد؟

او نیاز دارد که به او گوش دهید، او را بفهمید و امور را از دیدگاه او ببینید. زمانی که احساس کند درک می شود، رفتار و نگرش خود را تغییر خواهد داد.

    تمرکز خود روی مدرسه و تکالیف آن را کم کنید.

هدف از این کار این نیست که کلا نباید درباره موضوعات مرتبط با مدرسه صحبت کنید.

اما بسیاری از نوجوانان باور دارند که مدرسه تنها چیزی است که والدین به آن اهمیت می دهند.

سعی کنید درباره موضوعاتی صحبت کنید که نوجوان شما به آنها علاقه مند است مانند موزیک، بازی های کامپیوتری، شبکه های اجتماعی. زمانی که مکالمات شما با نوجوان متعادل تر می شوند، نگرش نوجوان به مدرسه نیز بیشتر متعادل می شود.

    به نوجوان کمک کنید که مهارت های مطالعه و سازماندهی را یاد بگیرد.

بسیاری از دانش آموزان که مدرسه را دوست ندارند با تکالیف مدرسه، پروژه ها، امتحانات و …. احساس خستگی می کنند.

اکثر این دانش آموزان بلد نیستند چگونه اولویت بندی، برنامه ریزی، سازماندهی، مدیریت زمان، و مطالعه موثر را انجام دهند.

اگر نوجوان شما اینگونه است، او را تشویق کنید اما اجبار نکنید تا این مهارت ها را یاد بگیرد. زمانی که نوجوان مهارت های لازم برای سازماندهی مطالعه را یاد بگیرد، از مدرسه رفتن بیشتر لذت می برد.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

اختلالات روان پریشی (سایکوز)

۰

اختلالات روان پریشی (سایکوز)

اختلال روان پریشی جزء بیماری های های شدید است و مغز را تحت تاثیر قرار می دهد و عملکرد مغز را مختل می کند.

نشانه های اختلال روان پریشی در همه به صورت یکسان نیست و از فردی به فرد دیگر متفاوت است ولی ویژگی اصلی اختلال روان پریشی قطع ارتباط با واقیعت است.

فرد مبتلا به اختلال روان پریشی نمی تواند با واقیعت تماس برقرار کند وممکن است چیزهایی را ببیند یا صداهایی را بشنود که دیگران آن ها را تجربه نمی کنند.

فردی که به اختلال روان پریشی مبتلا است معمولا این عقیده را دارد که دیگران آن ها را درک نمی کنند.

این اختلالات باعث می شوند که افراد فاقد توانایی لازم برای فکر کردن باشند و همچنین در قضاوت صحیح، دادن پاسخ های هیجانی مناسب، برقراری ارتباط موثر و رفتار کردن به صورت مناسب مشکل داشته باشند.

به همین دلیل این افراد در رفع کردن نیازهای روزانه ی خودشان ناتوان هستند و همچنین عملکرد شغلی و اجتماعی و تحصیلی این افراد نیز تحت تاثیر قرار می گیرد.

در صورت درمان نشدن احتمال عوارض این اختلال بسیار بیشتر است.

در وضعیت حاد احتمال آسیب زدن به خود یا یگران نیز وجود دارد.

این افراد چون متوهم هستند و افکاری در تضاد با واقیعت دارند، تمایل به جمع گریزی پیدا می کنند و انگیزه هایشان در زندگی محدود و اندک می شود.
ویژگی های عمده اختلال روان پریشی

    توهم (هالوسینیشن)
    هذیان ( ایلوژن)

توهم

افرادی که دارای نشانه های سایکوز یا روان پریشی هستند معمولا در حواس پنج گانه ی خود نابهنجاری هایی را تجربه می کنند، مثلا چیز هایی را تصور می کنند که وجود خارجی ندارند.

توهم ها (هالوسینیشن ها) ممکن است در همه ی حواس روی دهند ولی رایج ترین آن ها توهم شنیداری است که در ۷۰ درصد افراد سایکوز یا روان پریش مشاهده می شود.

توهم های شنیداری معمولا به صورت صداهای بیرونی هستند که به فرد دستور می دهند کاری را انجام دهد، دو یا چند صدا هستند که با هم حرف می زنند، یا فرد صدای یک نفر را می شنود که در حال حرف زدن درباره ی افکار اوست.

بعد از توهم های شنیداری، توهم های دیداری رایجترین هستند.

توهم های دیداری ممکن است حالت عام داشته باشند، مثلا فرد، رنگ ها، شکل ها یا انسان هایی را ببیند که وجود خارجی ندارند، یا ممکن است خاص باشند.

یعنی فرد، یک انسان خاص و مشخص را ببیند که حضور دارد (مثلا، همسر یا پدر)، در حالی که او کیلومترها دورتر است یا فوت کرده است.

انواع دیگر توهم

    توهم حسی یا جسمی (احساس خارش یا سوزش در بدن)
    توهم چشایی ( غیر عادی حس کردن طعم غذا)
    توهم بویایی (چیزی در حال سوختن نیست ولی فرد گزارش بوی سوختگی می دهد).

هذیان (دیلوژن)

هذیان ها عبارتند از باورهای راسخ اما غلط که معمولا بصورت سوء تفسیر ادراک های ذهنی یا تجربه ها جلوه می کنند.

حدود ۷۵ درصد کسانی که به علت اختلالات سایکوز بستری می شوند، هذیان (دیلوژن) دارند.

بعضی از هذیان ها آشکارا عجیب به نظر می رسند (مثلا، فرد فکر میکند که همه ی اعضای داخلی بدنش را بیرون آورده اند و اعضای یک نفر دیگر را به جای آنها گذاشته اند).

بعضی دیگر عجیب به نظر نمی رسند (مثلا، این باور که فرد فکر می کند دائما تحت نظارت پلیس است).

صرف نظر از میزان عجیب غریب بودن دیلوژن، افراد مبتلا به آن، برای تایید دیلوژن خود، همیشه می توانند منطق و دلایلی ارائه دهند، هرچند خود باور آشکارا عجیب به نظر می رسد.
انواع هذیان

    هذیان تعقیب و آزار: فرد فکر می کند دیگران در تعقیب آن هستند وجاسوسی اش را می کنند و او در خطر است.
    هذیان عظمت و خود بزرگ بینی: فرد فکر می کند فردی مشهور یا قدرتمند است (مثلا رئیس جمهور، پیامبر).
    هذیان کنترل: فرد فکر می کند افکار، احساسات و اعمالش تحت کنترل نیروهای خارجی است (مثلا موجودات فضایی یا فوق طبیعی).
    هذیان به خود گرفتن: فرد فکر می کند رویدادهای خارجی مستقل و بی طرف، مشخصا به آن اشاره دارد (مثلا فکر می کنند گویندگان رادیو و تلویزیون درباره ی آن حرف می زنند).
    هذیان کاپگراس: فرد فکر می کند یکی از آشنایانش با یک نفر دیگر و مشابه او تعویض شده و این فرد، خود او نیست.
    هذیان کاتراد: فرد فکر می کند که مرده است.
    هذیان پخش افکار: فرد فکر می کند افکارش پخش می شود و دیگران می توانند آنها را بشنوند.
    هذیان درج افکار: فرد قویا باور دارد دیگران یا نیروهای غیبی افکاری را در سر او می کارند.
    هذیان برداشت افکار: فرد فکر می کند که یک قدرت یا یک فرد خارجی افکار او را از ذهنش بیرون می کشد.
    هذیان نیست انگاری: فرد فکر می کند جنبه ای از دنیا یا خود او دیگر وجود ندارد، مثلا فکر کند دنیا وجود خارجی ندارد یا ممکن است فکر کند دست ندارد، قلب ندارد.
    هذیان جسمی یا سوماتیک: فرد فکر می کند بدنش بوی بد می دهد یا یک بیماری وحشتناک دارد.
    هذیان فقر: بر خلاف شواهد (حساب بانکی پر از پول)، فرد کاملا معتقد است که فقیر است.
    هذیان گناه کاری: فرد مطمئن است که یک گناه بزرگ یا یک اشتباه وحشتناک مرتکب شده است.

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۱۱ بازدید ، بدون دیدگاه
نوشته‌های اخیر