تبلیغات

شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

۰


راه حل مشکلات زندگی
1. مشکل واقعی را شناسایی کنید.

سعی کنید که یک درک درستی از شرایط موجود به دست بیاورید.

احتمالا شما درگیر یک سری مشکلات مربوط به سلامتی یا مشکلات شخصی باشید که تا به حال آنها را از خانواده خودتان مخفی کرده اید.

یا اینکه به خاطر عشقی که از دست داده اید، احساس ناراحتی داشته باشید.

مشکل موجود را در تحت نظر داشته باشید تا بتوانید شناخت مناسبی از آن به دست بیاورید.

شاید نیاز باشد که شما در این مرحله یک سری تحلیلی هایی را در مورد خودتان انجام دهید.

چرا من مشکلم را از خانواده خودم مخفی می کنم؟

چرا این مشکل خانوادگی من را اینقدر ناراحت کرده است؟

برای مثال، ممکن است که شما با چالش های مالی مواجه باشید و نگران نحوه پول خرج کردن مادرتان باشید.

شاید بعد از آن متوجه شوید که دلیل نگران بودن شما عبارت از این است که نمی خواهید وی منابع مالی خودش را تمام کند تا شما مجبور به ارائه حمایت مالی از وی نباشید.

هیچ نوع پیش فرضی در مورد تفکرات سایر افراد نداشته باشید.

شما برای اینکه متوجه تفکرات واقعی آنها شوید، شاید نیاز داشته باشید که با آنها صحبت کنید.

از سخن چینی کردن در مورد سایر اعضای خانواده اجتناب کنید، چرا که این احتمال وجود دارد آنها در نهایت متوجه این سخن چینی و شایعه پراکنی شما شوند و شرایط موجود وخیم تر شود.

سعی کنید که بر روی علل متمرکز شوید، نه بر روی علائم.

با این وجود، یکی از اعضای قابل اعتماد خانواده، همانند والدین یا برادر یا خواهر، می تواند به شما کمک کند تا درک درستی از وضعیت موجود به دست بیاورید؛

بنابراین داشتن یک مکالمه صمیمی که به منظور حل و شناسایی مشکل صورت می گیرد، یک مورد مناسبی است.
2. برای اینکه متوجه مشکلات موجود شوید، یک سری سوالاتی بپرسید.

یکی از روش هایی که با استفاده از آن می توانید علل ریشه ای مشکلات خانوادگی را شناسایی کنید، عبارت از اجتناب کردن از اظهار نظر و سوال پرسیدن می باشد.

ارائه اظهار نظر می تواند منجر به ایجاد این احساس در افراد شود که مورد قضاوت قرار می گیرند؛ این حالت می تواند باعث شود که آنها حالت دفاعی به خودشان بگیرند.

در نقطه مقابل، سوال پرسیدن منجر به ملایم شدن مکالمه خواهد شد و می تواند مواردی که منجر به اذیت شدن فرد می شوند را از بین ببرد.

سوال پرسیدن باعث خواهد شد که اعضای خانواده احساس محکوم شدن نداشته باشند.
شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگیشناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

به منظور ایجاد شرایط بهتر، نظرات سایر اعضای خانواده را هم بپرسید.

برای مثال، بگویید که اخیرا خواهرتان از شما فاصله گرفته است و همانند گذشته شما را به قهوه دعوت نمی کند.

شما می توانید بگویید که “من متوجه شده ام که همانند گذشته همدیگر را نمی بینیم.

نظر شما در این مورد چیست؟”

یا شما می توانید عادت خرج کردن مادرتان را با گفتن “من متوجه شده ام که اخیرا خرج لباس شما زیاد شده است.

آیا شما در قبال پول مسولیت دارید؟” نشان بدهید.

سعی کنید که سوالات مطرح شده عبارت از یک سری سوالات بی خاتمه باشند، تا فرد مقابل توضیحات خودش را بیان کند.

بعد از آن به نظرات فرد مقابل گوش دهید.
3. یک مسیر ارتباطی ایجاد کنید.

در صورتی که تمامی مشکلات خانوادگی شامل ارتباطات ضعیف نباشند، اکثر این مشکلات چنین وضعیتی را خواهند داشت.

اجازه ندادن به فرد مقابل برای بیان کردن نظرات خودش می تواند یک مشکل بزرگی را ایجاد کند.

در صورتی که مکالمه ای وجود نداشته باشد، حل کردن مشکل خانوادگی به سختی امکان پذیر خواهد بود.

اولین فردی باشید که بحث را شروع می کند – هر چند که این کار سخت می باشد.

شاید بتوان از یک فردی در مابین اعضای خانواده که در مقایسه با سایر افراد بزرگتر و عاقل تر باشد، درخواست کرد که مداخله کند و یک جلسه یا گفتگویی را با سایر اعضای خانواده داشته باشد و به عنوان یک میانجی عمل کند.

شما به منظور باز کردن راه ارتباطی باید نقش خودتان را به صورت مناسبی ایفا کنید.

این نکته را به یاد داشته باشید که فرد حل کننده مشکل، به عنوان یک فرد بزرگ و مهمی در نظر گرفته خواهد شد.

بی توجهی به مشکل در حین افزایش یافتن آن می تواند وضعیت مشکل موجود را در بلند مدت وخیم کند و یک ناراحتی و فضای سردی را مابین طرفین ایجاد کند.

بهترین کار عبارت از بیان کردن احساس و درک خودتان می باشد، ولی برای این کار باید زمان و روش درستی را انتخاب کنید.

برای مثال، بیان کردن مشکلات خانوادگی در حین ناهار خوردن یک ایده بد و نامناسبی می باشد.
JIN S. KIM به عنوان یک زوج درمانگر و خانواده درمانگر مجاز آزمایش ما تایید می کند که : در صورتی که مشکلی در خانواده شما وجود داشته باشد، سعی کنید که این مشکل را رفع کنید و مابین افراد درگیر ارتباط برقرار کنید؛ هر چند که روش مورد استفاده شما بستگی به شرایط موجود دارد. برای مثال، در صورتی که شما در ارتباط برقرار کردن با یک سرپرست انتقاد کننده و مغرور مشکل داشته باشید، نوشتن یک نامه یا ایمیل فرستادن می تواند یک روش مناسبی برای دستیابی به سازش باشد.
4. مشخص کنید که مشکل خانوادگی باید در چه زمانی حل شود.

چه زمانی مشکل خانوادگی به یک مرحله ای می رسد که باید مورد بررسی قرار بگیرد؟

یک سری علائم مشخصی در مورد مشکلات خانوادگی و رابطه ای وجود دارند که تحت کنترل نمی باشند و باید مورد بحث قرار بگیرند که این موارد شامل بحث های مکرر، مخالفت ها، عصبانیت ها، اجتناب کردن از سایر افراد، محروم کردن برخی از اعضای خانواده از یک سری حقوق و در بدترین حالت ها، دعواهای فیزیکی می باشد.

برخی از مشکلات خانوادگی می توانند به دلیل وجود اختلاف در تفکر و دیدگاه افراد ایجاد شوند، مواردی همانند تفاوت داشتن در ارزش ها یا عقاید فرهنگی.

ممکن است که اعضای خانواده نتوانند در مورد انتخاب های مربوط به سبک زندگی و اولویت ها یا عقاید شخصی به یک توافقی دست پیدا کنند.

برخی از مشکلات خانوادگی می توانند به دلیل سوء مصرف مواد، مشکلات سلامت روانی، قلدری کردن، نبود اعتماد، تغییر در شرایط زندگی، مشکلات مالی، استرس، مشکلات مربوط به روابط جنسی و حسادت ایجاد شوند.
شناسایی مشکلات خانوادگی
1. سعی کنید که به یک توافقی دست پیدا کنید.

توافق کردن به معنای مطرح کردن یک راه حلی می باشد که برای هر دو طرف مناسب باشد، حتی در صورتی که با خواسته هیچ یک از طرفین را به صورت دقیقی تامین نکند.

یک توافق عبارت از یک راه حل مناسب برای از بین بردن جر و بحث و رفع یک مشکل خانوادگی می باشد.

اولین قدم عبارت از بررسی کردن این مورد می باشد که آیا این مشکل قابل حل می باشد یا نه.

قابل حل بودن یک مشکل بستگی به ماهیت آن و تلاش هایی دارد که برای رفع آن صورت گرفته است.

در صورتی که شما به صورت مکرر تلاش کرده باشید و نتایج بهتری به دست نیامده باشد، ممکن است این مشکل قابل حل نباشد.

همچنین شما باید مشترکات خودتان با طرف مقابل و اهدافی که می خواهید به آن دست پیدا کنید را مد نظر داشته باشید.

در صورتی که مورد خاصی را پیدا نکنید، در این صورت احتمال پیدا کردن یک راه حل برای رفع جر و بحث موجود، یک احتمال پایینی خواهد بود.

یکی از روش های مربوط به دستیابی به یک توافق این است که هر دو فرد در یک جایی کنار هم بنشینند و دو دایره ای بکشند که مربوط به مشکل خانوادگی است.
شناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگیشناسایی کردن ریشه اصلی مشکلات خانوادگی

در دایره اول، مواردی را بنویسید که نمی خواهید در مورد آن به توافق دست پیدا کند.

در دایره بیرونی، بخش هایی را بنویسید که تمایل دارید در مورد آنها به یک توافقی دست پیدا کنید.

بعد از آن دایره های خودتان را به یکدیگر نشان بدهید.
2. به صورت یک به یک با اعضای خانواده صحبت کنید.

برخی خانواده ها وجود دارند که نمی توانند همانند یک گروه باشند.

زمانی که یک گروه دارای نیروهای منفی باشد، این گروه نخواهد توانست که وظایف خودش را به درستی انجام بدهد.

در برخی مواقع این شرایط حتی در زمانی که همه افراد کنار یکدیگر قرار داشته باشند، ایجاد می شود.

به جای مطرح نمودن مشکلات خانوادگی ناراحت کننده در یک روز تعطیلی که کنار هم قرار دارید یا در زمانی که کل اعضای خانواده با هم شام می خورند، سعی کنید افرادی که بین آنها تضاد وجود دارد را شناسایی بکنید.

در صورتی که این اختلاف مابین شما و یک فرد دیگری از اعضای خانواده باشد، شاید سایر اعضای خانواده در صورت وارد شدن به این اختلاف، احساس ناخوشایندی داشته باشند چرا که دوست ندارند از یک طرف خاص حمایت کنند.

به جای این کار سعی کنید که از آن فرد خاص بخواهید که در حین ناهار یا قهوه خوردن، کنار شما بیاید.

صحبت کردن رو در رو یک فضای طبیعی می باشد که می تواند بهترین روش ممکن برای از بین بردن ناراحتی های موجود باشد.

افراد به صورت شخصی مواردی را خواهند گفت که در مورد بیان کردن آنها در داخل یک گروه تردید دارند.

زمانی که حواس پرت هستید، یا در حال کار کردن بر روی یک پروژه بزرگ هستید، یا منتظر یک تماس تلفنی هستید، یا در حال شستن ظرف ها یا یک کار مشابه دیگری باشید، در رابطه با این موضوعات بحث نکنید.

به جای اینکار این بحث را به یک فرصت مناسبی موکول کنید که در آن موقعیت بتوانید تمرکز کافی را برای حل مشکل مورد نظر داشته باشید.
3. با یک مشاور خانواده تماس بگیرید.

در صورتی که بهترین روش در مورد اکثر اختلافات عبارت از بحث کردن رو در رو در مورد آنها می باشد، ولی ممکن است که در برخی مواقع لازم باشد که برای حل کردن یک مشکل، کل اعضای خانواده با هم بحث کنند.

این رهیافت در زمانی بهترین رهیافت ممکن خواهد بود که مشکل مورد بحث بر روی تمامی اعضای خانواده تاثیرگذار باشد و مربوط به اختلافات میان فردی چند نفر محدود نباشد.

برای مثال، یک مشکل مربوط به خانواده می تواند شامل از دست دادن شغل، ناتوانی یا مشکلات مالی باشد.

صحبت کردن با اعضای خانواده برای مطرح کردن ایده هایشان در مورد حل مشکل می تواند احساس مفید بودن را در آنها ایجاد کند.

از مشاوره خانواده به عنوان یک مبنایی برای ایجاد یک استراتژی مثبت در مورد حرکت کردن خانواده به سمت جلو استفاده کنید.

معمولا در حل کردن یک مشکل، عملکرد چند ذهن بهتر از عملکرد یک ذهن می باشد.

نباید هیچ یک از اعضای خانواده یک حالت برتری در بحث ها داشته باشند و نباید هیچ نوع عصبانیت و اسم گذاری وجود داشته باشد.
4. یک نامه ای به اعضای خانواده بنویسید.

هر چند که به نظر می رسد ارتباط الکترونیکی در اغلب مواقع مختصر و غیر شخصی باشند، ولی یک نامه صمیمی و دست نوشت می تواند یک ابزار مناسب برای رفع کردن مشکلات بسیار سخت باشد.

مزیت روش دست نویسی عبارت از این است که شخصی تر می باشد.

این کار نشان می دهد که شما نگرانی و تفکر خودتان را از طریق نامه ابراز می کنید و این شرایط منجر به صمیمی تر شدن رابطه شما خواهد شد.

این کار به سایر اعضای خانواده نشان خواهد داد که شما تمام تلاشتان را برای بهبود رابطه انجام می دهید.

شما از طریق نامه می توانید احساس و دلیل خودتان را برای حل کردن مشکل خانوادگی نشان بدهید.

سعی کنید که در نامه های خودتان به جای کلمه “شما” بیشتر از کلمه “من” استفاده کند تا نظر خودتان را بیان کنید و هیچ شخص دیگری را سرزنش نکنید.

توضیح بدهید که این مشکل چه تاثیری بر روی شما دارد؛ همچنین توضیح بدهید که به چه نحوی می خواهید این مشکل حل شود و دلیل این راه حل خودتان را هم توضیح دهید.
5. مشکل خانوادگی ایجاد شده توسط یک کودک را حل کنید.

در برخی مواقع علت ایجاد مشکلات خانوادگی، کودک شما می باشد؛ ممکن است که رفتارهای این کودک از روی بی احترامی باشد، با برادران یا خواهران خودش جر و بحث کند، یا وظایف خودش را انجام ندهد.

در صورتی که کودک شما خیلی کوچک باشد، شاید بخواهید که برخورد شما با این مشکل یک برخورد متفاوتی باشد.

این مشکل را به کودک خودتان بیان کنید.

مشکل موجود را کاملا صریح توضیح دهید.

ممکن است شما بگویید که “ما متوجه شدیم که شما به راحتی نمی توانید از خواب بیدار شوید و این باعث شده است که بارها با تاخیر به مدرسه بروید.

این مشکلی است که ما باید آن را حل کنیم.”

با عصبانیت برخورد نکنید. به جای اینکار از کودک بخواهید که در حل کردن مشکل به شما کمک کند.

پیشنهاد بدهید که کودکتان به کمک شما، یک راه حلی را برای مشکل موجود ارائه دهد.

در صورتی که کودک در حل کردن مشکل موجود پیشرفت داشته باشد، وی را تشویق کنید.

سعی کنید که علل واقعی مشکل را پیدا کنید. برای مثال، آیا کودک شما به دلیل استفاده کردن از رسانه های اجتماعی، در بیدار شدن از خواب مشکل دارد؟

هیچ محدودیتی را در مورد کارهای دلخواه فرزندتان اعمال نکنید.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه
هیچ نظری برای این نوشته وجود ندارد، شما اولین نظر را بنویسید ...
 captcha 
 
نوشته‌های اخیر