تبلیغات

احساس چیست و چگونه احساس خاص خود را تشخیص دهیم؟

۰

بخش۱٫ احساس چیست و چگونه احساس خاص خود را تشخیص دهیم؟
۱۰ احساس مبنایی چه مواردی هستند؟

    سرگرمی
    هیجان
    شگفت زده شدن
    غمگینی
    خشمگینی
    تنفر
    حقارت
    ترس
    خجالت
    احساس گناه.

قوی ترین احساسات چه مواردی می باشند؟

این احساسات به دلیل اینکه قابل کنترل نمی باشند، قوی ترین احساسات می باشند.

من معتقدم که دوست داشتن قوی ترین احساس است، چرا که حتی در بدترین زمان ها هم می تواند منجر به نزدیک شدن افراد شود.

نفرت و عشق دو قطب مربوط به یک احساس می باشند و هر دو آنها خیلی قوی هستند.

من معتقدم که دوست داشتن قوی ترین احساس است، چرا که حتی در بدترین زمان ها هم می تواند منجر به نزدیک شدن افراد شود.

نفرت و عشق دو قطب مربوط به یک احساس می باشند و هر دو آنها خیلی قوی هستند.
۸ احساس موجود چه مواردی هستند؟

پلاتچیک[۱] هشت احساس مبنای را شامل اعتماد (پذیرش)، خشمگینی، انتظار (علاقمندی)، نفرت، لذت، ترس، غمگینی و شگفت زدگی در نظر گرفته است.
قوی ترین احساس انسان چه موردی می باشد؟

دوست داشتن

دوست داشتن یا عشق قوی ترین احساس موجود می باشد، چرا که شما را تحت تاثیر قرار می دهد و تحت کنترل در می آورد.
۵ احساس اصلی چه مواردی می باشند؟

پائول اکمن[۲] در قرن بیستم، شش احساس مبنایی (خشمگینی، نفرت، ترس، خوشحالی، غمگینی و شگفت زدگی) را تعرف کرد و وربرت پلاچیک[۳] هشت احساس مبنایی را تعریف کرد و آنها را چهار گروه از موارد متضاد قطبی (لذت – غمگینی، خشمگینی – ترس، اعتماد – عدم اعتماد، شگفت زدگی – انتظار) دسته بندی کرد.
مبنایی ترین احساس انسان چه احساسی می باشد؟

روان شناسی به اسم پائول اکمن در اواسط دهه ۱۹۷۰، شش احساس مبنایی را پیشنهاد کرد که در سطح جهانی و در تمامی فرهنگ های بشری تجربه می شوند.

احساساتی که وی تعریف کرده بود شامل خوشحالی، غمگینی، نفرت، ترس، شگفت زدگی و عصبانیت بودند.
من به چه نحوی می توانم تنهایی خودم را متوقف کنم؟

اقداماتی که شما باید برای متوقف کردن تنهایی خودتان در محیط کار انجام بدهید، عبارتند از:

    این فرض را نداشته باشید که افراد موجود در پیرامونتان به شما علاقمندند. افرادی که تنها هستند، احساس منزوی بودن می کنند و فکر می کنند که هیچ کس به آنها یا زندگی آنها علاقه ای ندارد. …
    در رابطه با کار خودتان صحبت کنید. …
    هیچ وقت به تنهایی غذا نخورید. …
    با سایر افراد همکاری داشته باشید. …
    به همکاران خودتان سلام کنید. …
    نسبت به زندگی شخصی خودتان بی توجه نباشید.

چرا من احساس می کنم که فاقد احساسات هستم؟

عوامل مختلفی وجود دارند که می توانند منجر به ایجاد بی حسی عاطفی شوند.

افسردگی و اضطراب دو مورد از رایج ترین این موارد می باشند. …

اختلال استرس بعد از آسیب، که می تواند با افسردگی و اضطراب مرتبط باشد، هم می تواند منجر به ایجاد بی حسی در شما شود.

همچنین برخی از داروها هم می توانند منجر به بی حسی شوند.
من به چه نحوی می تواند بی حس بودن عاطفیم را متوقف کنم؟

استراتژی های مقابله رایجی که برای درمان بی حسی عاطفی بیان شده اند، عبارتند از:

    کاهش دادن استرس
    ورزش کردن
    مصرف غذای سالم
    داشتن خواب کافی
    شناسایی عوامل، علل، محرک ها و عوامل تشدید کننده و تلاش کردن به منظور اجتناب از آنها یا شکل بندی مجدد درک فرد از آنها
    مطرح کردن احساسات با دوستان، خانواده یا هم اتاقی ها و اقدام به دریافت کمک در موقع نیاز
    تلاش کردن برای مشغول ماندن یا حواس پرت کردن خودتان
    تلاش کردن برای در نظر داشتن این مورد که اغلب احساسات مربوط به بی حسی، یک سری احساسات موقتی می باشند و استرس یا نگرانی می توانند وضعیت احساسات شما را وخیم تر کنند و این احساسات به مدت طولانی تری در شما وجود داشته باشد
    برنامه ریزی یک قرار ملاقات با روان شناس خودتان به منظور صحبت کردن در مورد احساسات و بحث کردن در مورد مکانیزم های مقابله رفتاری.

من به چه نحوی می توانم بی احساس بودن خودم را متوقف کنم؟

مراحل

    چشم ها و دهان خودتان را ریلکس کنید. چشم ها و دهان می توانند بیان کننده احساسات متعددی باشند. …
    حرکات خودتان را مشاهده کنید. حرکات ریز می توانند نشان دهنده موارد متعددی باشند، حتی در صورتی که شما هیچ اراده ای برای بیان کردن آن معنی خاص نداشته باشید. …
    در وضعیت بی حسی باقی بمانید. از بیان کردن هر نوع احساسی به صورت نشسته یا ایستاده اجتناب کنید.

تفکرات مزاحم یا تفکر بیش از حد؟ کدام مفید و کدام مضر است؟

اگر حس بدی نسبت به فکر بیش حس دارید مشکلی نخواهید داشت ولی اگر برای شما آزاردهنده است حتماً این نوشته را مطالعه کنید.

در صورتی که این مورد برای شما آشنا باشد، با استفاده از ۱۰ توصیه بیان شده در زیر می توانید خودتان را از تفکر بیش از حد خلاص کنید.
۱٫ آگاهی یافتن شروع تغیییر می باشد.

قبل از آنکه شما عادت تفکر بیش از حد خودتان را شناسایی کنید یا با آن مقابله کنید، نیاز دارید که نسبت به مواردی که در حال اتفاق افتادن هستند، آگاهی کسب کنید.

هر زمانی که احساس شک کنید یا احساس استرس یا اضطراب داشته باشید، یک قدم به عقب برگردید و موقعیت و نحوه واکنش خودتان را بررسی کنید.

در این شرایط، آگاهی یک بذری برای تغییری می باشد که شما می توانید آن را بکارید.
۲٫ در رابطه با مواردی که اشتباه هستند فکر نکنید، بلکه در رابطه با مواردی که درست هستند، فکر کنید.

در اکثر موارد، تفکر بیش از حد از طریق فقط یک احساس ایجاد می شود که ترس نام دارد.

زمانی که شما بر روی تمامی موارد منفی متمرکز می شوید که می توانند صورت بگیرند، احتمال بی حس شدن شما افزایش می یابد.

زمان بعدی که احساس کنید یک حرکت مارپیچی را در آن مسیر شروع می کنید، این کار را متوقف کنید.

تمامی مواردی که می توانند درست باشند را تصور کنید و تفکرات ایجاد شده خودتان را بیان کنید.
۳٫ خودتان را به سمت خوشحالی منحرف کنید.

در برخی مواقع منحرف کردن مسیر خودتان به سمت راه های جایگزین، منجر به ایجاد شرایط شاد، مثبت، سالم و مفید خواهد شد.

مواردی از قبیل مدیتیشن، رقص، ورزش، یادگیری یک ابزار، بافندگی، ترسیم و نقاشی می توانند شما را به اندازه کافی از مشکلاتتان دور نگه دارند تا هر نوع تحلیل بیش از حد را متوقف کنید.
۴٫ موارد موجود را تجسم کنید.

بزرگتر و منفی کردن موارد موجود نسبت به حالت واقعی که دارند، به راحتی امکان پذیر است.

زمانی بعدی که شما یک نوع چالشی برای خودتان ایجاد می کنید، از خودتان بپرسید که این شرایط در پنج سال بعدی چه اهمیتی خواهند داشت.

یا در ماه بعد، چه اهمیتی خواهند داشت.

 

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه
هیچ نظری برای این نوشته وجود ندارد، شما اولین نظر را بنویسید ...
 captcha 
 
نوشته‌های اخیر