تبلیغات

افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

۰

 

آیا افسردگی بی دلیل وجود دارد؟ افسردگی دلایل زیادی دارد که درک آن ها می تواند دشوار باشد. در برخی موارد، افسردگی می تواند با تجربه های دردناک زندگی فرد مرتبط باشد، مانند از دست دادن و فوت دیگران یا رویدادهای آسیب زا می باشد.

افراد دیگر ممکن است به دلیل داشتن سابقه خانوادگی در زمینه بیماری روانی درگیر افسردگی گردند. علاوه بر این افسردگی ممکن است، پیش از قائدگی، یائسگی، طلاق و جراحی نیز به وجود آید.

آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

به طور کلی می توان گفت هر تغییری در زندگی روتین فرد می تواند باعث ایجاد افسردگی شود. با این حال، برخی از افراد بدون هیچ دلیلی احساس افسردگی پیدا می کنند.

این افراد معمولا این افسردگی را بی دلیل می دانند زیرا سطح زندگی آن ها از دیگران بهتر است اما نمی توانند خوشحال باشند یا از زندگی خود لذت ببرند.

برخورد با افراد افسرده

شاید عجیب به نظر بیاید اما در بیش تر مواقع این دیگران هستند که باعث می شوند فرد فکر کند بدون هیچ دلیلی درگیر افسردگی شده است.

به طور مثال فرض کنید، خواهر 17 ساله شما می گوید که افسرده شده است. 

شما به سرعت می گویید که سن او کم است و دلیلی ندارد که در این سن درگیر افسردگی شود.

در این شرایط فرد به سرعت به این موضوع می اندیشد که افسردگی او بدون دلیل و بدون ریشه می باشد. این برخورد بسیار غلط و آسیب زا می باشد. 

افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

در این حالت فرد احساس ناامنی پیدا می کند و مدام از خودش می پرسد که چرا افسرده است و جوابی برای آن ندارد. این کار باعث می شود که احساس پوچی پیدا کنند. به یاد داشته باشید که شما موظف نیستید دلیلی برای افسردگی خود به دیگران ارائه دهید.

در صورت عدم وجود "محرک" مانند مرگ یکی از عزیزان، طلاق یا از دست دادن شغل فرد بازهم ممکن است احساس کنند که بی دلیل دچار افسردگی شده است.

شخص افسرده ممکن است:

به دوران کودکی خود نگاه کند و به دنبال ریشه افسردگی خود بگردد و اگر نتوانست آن را پیدا کند یا به عبارت دیگر افسردگی خود را «توجیه» کند نگران و مضطرب می شود.

در این شرایط فرد از بروز افسردگی خود می ترسد و از طرفی عملکرد او در مدرسه و یا محل کار به شدت افت می کند و معلم یا رئیس ممکن است این افت را دلیلی بر بی مسئولیتی فرد بداند.

فشار برای "توجیه" افسردگی می تواند طاقت فرسا باشد به همین دلیل افراد افسرده هستند ممکن است تلاش کنند تا احساس واقعی خود را پنهان سازند. 

در ظاهر ممکن است به نظر برسد که حال آن ها خوب است و خوشحال هستند ولی از درون به شدت افسرده می باشند. 

این موضوع صدمات زیادی را به دنبال دارد زیرا فرد روز به روز منزوی تر می گردد.

بر روی دلایل ریشه ای تمرکز کنید

برای بهبود و درک افسردگی بهتر است که بر دلایل ریشه ای و اصلی آن تمرکز کنید، برخی از عوامل، مانند ساختار مغز، ژنتیک و مشکلات محیطی مواردی نیستند که فرد بتواند آن ها را کنترل کند. 

بنابراین باید به عواملی تمرکز کنیم که شامل سبک زندگی فرد می شود و قابل تغییر است، اما میزان توانایی یک فرد در تغییر این رفتار به خود او بستگی دارد. 

افسردگی انرژی فرد را کاهش می دهد و توانایی فعالیت های فیزیکی و ورزش را از فرد سلب می کند. 

 

افسردگی و غم و اندوه چه تفاوتی دارند؟

افسردگی و اندوه دو امر کاملا متفاوت هستند اما بسیاری از افراد غمگین به اشتباه تصور می کنند که افسرده هستند زیرا غم و اندوه از علائم افسردگی نیز می باشد. 

پیشنهاد مشاور: آیا هر کس ناراحت باشد افسرده است؟

بنابراین چگونه می فهمید که افسرده هستید؟ برای این کار علائم زیر را چک کنید:

علائم اصلی افسردگی

اگر علائم زیر را به مدت بیش از دو هفته به طور مداوم تجربه کنید، به احتمال زیاد شما درگیر افسردگی می باشید:

  1. عصبانیت
  2. اضطراب شدید
  3. تغییر در اشتها (همراه با کاهش وزن یا افزایش وزن)
  4. خستگی یا کمبود انرژی
  5. احساس غم یا پوچی
  6. احساس بی ارزشی، ناامیدی یا گناه بیش از حد
  7. از دست دادن علاقه به فعالیت های مورد علاقه
  8. دردهای جسمانی بدون هیچ دلیل خاصی
  9. مشکلات مربوط به تفکر، حافظه، تمرکز و تصمیم گیری
  10. مشکلات مربوط به خواب
  11. فکر به مرگ و خودکشی

پیشنهاد مشاور: تست افسردگی با پاسخ تحلیلی رایگان + راهکار درمانی

گریه بی دلیل و افسردگی

بسیاری از افراد تصور می کنند که گریه بی دلیل حتما به دلیل افسردگی می باشد اما اینگونه نیست گریه بی دلیل می تواند به دلیل قائدگی، بارداری، خستگی شدید، اضطراب، غم و اندوه و افسردگی باشد. بنابراین نمی توان گفت که زمانی که فرد بی دلیل خاصی گریه می کند حتما افسرده می باشد.

چگونه جلوی گریه را بگیریم

گریه یک روش کاملاً طبیعی برای ابراز احساسات است. اما شخصی که اغلب بدون دلیل مشخصی گریه می کند، ممکن است از گریه در زمان های نامناسب مضطرب شود،.

سه راه کاری که در ادامه ذکر می شوند باعث جلوگیری از گریه می شود، اما به خاطر داشته باشید که این کار تنها یک راه موقت می باشد و نمی تواند این مشکل را درمان سازد:

  • فشار دادن زبان به سقف دهان
  • شل کردن عضلات صورت
  • خاراندن پوست بین انگشت شست و انگشت اشاره
  • پلک نزدن
  • فکر کردن به چیزهای شاد و خوشحال کننده
  • نفس های عمیق و طولانی

اگر نگران هستید که بیش از اندازه گریه می کنید بهتر است با یک مشاور در این مورد صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که گریه شدید معمولا در افسردگی خفیف مشاهده می شود زیرا در افسردگی شدید فرد در بیان و بروز احساسات خود مشکل دارد.

گاهی گریه بی دلیل در خانم ها می تواند ناشی از دوران قاعدگی باشد.

افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

افسردگی و خودکشی

در مورد رابطه بین این دو در مقالات دیگر به طور کافی توضیح داده شده است اما در صورت مشاهده علائم زیر حتما فرد را پیش روانشناس یا روانپزشک ببرید و به هیچ عنوان این علائم را دست کم نگیرید:

  • صحبت در مورد خودکشی
  • بخشیدن اموال یا نوشتن وصیت نامه
  • صحبت در مورد اینکه زندگی ارزش ندارد
  • تهدید به خودکشی

بسیاری از افراد تصور می کنند که زمانی که فرد در مورد خودکشی حرف می زند تنها به دنبال جلب توجه می باشد اما اینگونه نیست و بسیار دیده شده است کسانی که خودکشی کرده اند با این کار سعی داشتند که از دیگران کمک بگیرند.

 

منبع : افسردگی بی دلیل چیست؟ آیا می توان بی دلیل افسرده شد؟

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

۹ تکنیک برتر در مشاوره ازدواج بر اساس جدیدترین روشهای روانشناسی

۰

 

دعوا بخشی از ارتباط است. این به این علت است که دو فرد کاملا یکسان نیستند، شما دیدگاه یکسانی نسبت به جهان نخواهید داشت. به همین دلیل است که ما زوج های متفاوت زیادی میبینیم و بر همین اساس هم تکنیک های مشاوره ازدواج متفاوتی وجود دارند.

مشاوره زوج ها، در صورتی که دعوای بین زوجین به یک تهدید جدی برای رابطه تبدیل می شود، ابزار مهمی است. وجود دعواهای گهگاه احتمالا در رابطه بلامانع است اما اگر این دعوا کم کم به کل زمان رابطه تسری پیدا می کنند، این منبعی از استرس و ناخوشایندی خواهد بود.

اینکه در رابطه همیشه از دعوا پرهیز شود ، تقریبا غیر ممکن است چرا که دو فرد دقیقا مثل هم نیستند، بنابراین یادگیری این که چگونه با این دعواها باید مواجهه کرد، بخش جدایی ناپذیر از یک رابطه سالم است.

ارتباطات عملکردی منجر به درک بهتری بین شما و فرد مقابلتان است و ادراک این نکته ی کلیدی برای رابطه و پیوند موفق لازم است. معرفی گونه های مختلف از مشاوره و درمان به شما کمک می کند تا بدانید کدام نوع از مشاوره ازدواج برای شما بهتر است.

۱٫ روش گاتمن

روش مشاوره زوجین گاتمن سابقه ای بیش از سه دهه پژوهش و تمرین در مجموعه های کلینیکی با بیش از ۳ هزار زوج مورد بررسی دارد. روش گاتمن از تکنیک های مشاوره زوجین برای افزایش احساس، نزدیکی و احترام استفاده می کند. این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا زمانی که حس می کنید در یک تگنا قرار گرفته اید، دعوا و مشاجره را حل کنید.

شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید تا همدیگر را درک کرده و بفهمید و در مورد مسائل و مشکلات با آرامش به بحث بپردازید. روش گاتمن در مشاوره زوج ها، نشان می دهد که چگونه نقشه های عشق را بسازید که به شما کمک می کند تا با به نقشه درآوردن نگرانی ها، استرس ها، تفریحات، امیدها و تاریخچه ی او، در مورد دنیای روانشناختی فرد مقابلتان یاد بگیرید.

علاقه و تحسین با توصیف احترام و تقدیر از همدیگر تقویت می شود. این روشی از مشاوره زوجین است که به شما اجازه می دهد تا نیازهای خود را بیان کنید و بر مدیریت دعوا بیش از حل دعوا تاکید دارد. شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید که صادقانه در مورد انگیزه ها و اعتقاداتتان صحبت کنبد.

صداقت و تعهد در یک رابطه بلند مدت و مادام العمر در این شیوه تقویت می شوند.

 

۲٫ روایت درمانی

یکی از تکنیک های مشاوره زوجین، روایت درمانی است، که به دنبال جدا کردن مساله از فرد با استخراج مسائل مد نظر است.

درمانگر از شما خواهد خواست که مسائل و مشکلات خود را بصورت روایی تعریف کنید و سپس به شما کمک خواهد کرد که بخش های منفی از داستان را بازنویسی کنید.

با مشخص شدن مساله ای که خود فرد تشخیص نمی دهد اما چیزی است که فرد با آن درگیر می باشد، شما دید جدیدی به موقعیت خود خواهید داشت. روایت درمانی به شما کمک می کند تا به مساله از زوایای مختلف نگاه کنید:

زاویه فرهنگی،

سیاسی و اجتماعی.

با بیان مسائل منفی در یک شیوه روایی،

شما در داستان زندگی خود نقش پویایی خواهید داشت.

این پویایی قابلیت تغییر داستان را دارد. روایت درمانی به شما کمک می کند تا گذشته را کشف کرده و بخش های منفی را روشن سازید در حالی که اگر این رخ نمیداد مخفی باقی می ماندند. با کشف مفاهیم و رفتارها، شما به بینشی از حقایق دست خواهید یافت که شما و فرد مقابلتان را دچار مشکل می کرده اند.

بدین ترتیب، روش های جدیدی برای برخورد با مشکلاتتان بخصوص با بازنویسی روایت رابطه تان، پیدا خواهید کرد.

تست شخصیت شناسی عشق

 

۳٫ درمان زوجین با محوریت درمان عاطفی | مشاوره ازدواج آنلاین

 

درمان عاطفی در زوج درمانی، برای اولین بار توسط دکتر سوزان جانسون مطرح شد.

این نوع از مشاوره ازدواج برای اولین بار برای زوج ها بکار رفت اما بعدها ثابت شد که برای مشاوره خانواده نیز مفید می باشد. روش دکتر جانسون در سراسر دنیا در بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز خصوصی و مراکز آموزشی بکار می رود.

هرچند درمان با محوریت عاطفه در اغلب موارد مفید است، با این حال، اگر افسردگی مشکوک ناشی از ناآرامی های مربوط به رابطه باشد، باید به ویژه این درمان را مدنظر قرار داد. معمولا به عنوان یک رویکرد کوتاه مدت، درمان با محوریت عاطفه سه هدف عمده دارد:

شناخت  پاسخ های احساسی مهم را تقویت کرده و گسترش می دهد.

به دنبال تضمین یک پیوند محکم بین شما و فرد مقابلتان است. درمان در طول تعاملات موقعیت هرشریک جنسی را تغییر می دهد و تعاملات مفید و جدیدی را در مشارکت شما ایجاد میکند.

اثبات شده که در درمان با محوریت عاطفی، در بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد موارد، روابط از وضعیت مساله دار به وضعیت بازیابی رسیده اند.

۴٫ روانشناسی مثبت اندیشی در مشاوره ازدواج

روانشناسی مثبت بر احساسات، مهارت های فردی و توانایی های سازنده تاکید دارد تا این مفهوم را تقویت کند که شادی ناشی از عوامل مختلف مغزی و احساسی است.

روانشناسی مثبت به شما کمک می کند تا لحظات شاد را به محض اینکه رخ می دهند تشخیص دهید نه زمانی که آن لحظات گذشته اند و دید پس نگرانه دارید.

طی این نوع از درمان، شما یاد می گیرید تا بر احساسات مثبت متمرکز شوید و در لحظه و حال حاضر زندگی کنید. بسیاری از زوج ها روانشناسی مثبت را مفرح و رهایی بخش می بینند.

متخصصان معتقدند ادراک شادی را از حادثه ای به حادثه دیگر دیکته می کند. برخی از افراد احساسات خود را حین بروز تشخیص نمی دهند اما بعد از گذشت زمانی از آن حادثه که منجر به بروز احساس شده است، آن را به وضوح تشخیص می دهند.

در این تکنیک از هشدارها استفاده می شود. درمانگر به مراجعان هشدار می دهد تا به آنها یادآوری کند که تجاربی را که در حال حاضر دارند رکورد کنند. این تمرین به شما یاد می دهد تا از لحظاتی که به تجربه در می آیند، لذت ببرید.

منبع : روانشناسی ازدواج

+ نوشته شده توسط Yalda در ، یک بازدید ، بدون دیدگاه

اعتیاد درمانی

۰

یک مروری بر اعتیاد

نویسنده دکتر الیزابت هارتنی، ویرایش شده توسط یک سری از پزشکان دارای گواهی نامه

برای یک دوره زمانی طولانی مدتی، اعتیاد به معنای یک رفتار غیر قابل کنترل در رابطه با استفاده از الکل و سایر داروها در نظر گرفته می شد.

اخیرا، مفهوم اعتیاد بسط داده شده است و شامل رفتارها، از قبیل قمار بازی و همچنین مواد، و حتی فعالیت های فعالیت های معمولی و ضروری، از قبیل ورزش و غذا خوردن می باشد.

عامل کلیدی برای در نظر گرفتن یک رفتار به عنوان اعتیاد، عبارت از لذت بردن فرد از آن رفتار و مشغول بودن بیش از حد فرد به آن رفتار می باشد، به نحوی که این رفتار بر روی زندگی روزمره وی تاثیر قابل توجهی بگذارد.

در زمانی که یک فرد معتاد باشد، رفتار وی به جای رفع مشکل، منجر به ایجاد مشکلات بیشتری در زندگی وی و اطرافیان وی می شود.
پنج مورد مهم در رابطه با اعتیاد ها

۱٫ هر چند که در اغلب موارد، اعتیاد به مواد به راحتی قابل تشخیص نمی باشد، یک سری بحث ها و اختلاف نظر ها در مورد اینکه کدام یک از مواد اعتیاد واقعی هستند، وجود دارد.

راهنماهای موجود از طریق راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی یا DSM – 5 ، موادی که بیشترین تاثیر را بر روی وضعیت روانی فرد دارد را نشان می دهد و شامل برخی از داروهایی می باشد که احتمال معتاد شدن افراد به آن وجود دارد.

۲٫ همچنین مباحث گسترده ای در رابطه با واقعی بودن اعتیاد مربوط به برخی از اعتیاد های رفتاری وجود دارد. به منظور مشخص کردن این موضوع به تحقیقات بیشتری نیاز وجود دارد.

یکی از اعتیاد های رفتاری عبارت از اعتیاد به قمار می باشد که طی سالیان متمادی به عنوان تکانش و محرک انحراف کنترلی در نظر گرفته می شد. در حال حاضر، این رفتار در DSM به عنوان اختلال قمار بازی در نظر گرفته می شود.

۳٫ پیشرفت اعتیاد ها زمان بر است.

معتاد شدن یک فرد بعد از یک بار استفاده از مواد، غیر محتمل می باشد، هر چند که ممکن است همین یک بار استفاده به ایجاد مشکلات سلامت روانی منجر شود، و یا در نتیجه استفاده بیش از حد و یا در نتیجه عوارض مربوط به استفاده از برخی مواد، دچار مرگ شود.

۴٫ هر چند که برخی از مکاتب فکری وجود دارند که لزوم پرهیز کامل (از مشروبات الکلی و غیره) را به افراد نصیحت می کنند، ولی بیشتر افراد قادر هستند تا رفتار های اعتیاد آور، همانند نوشیدن، خوردن، خرید کردن و سکس را کنترل کنند.

در حالت کلی، بهترین ایده بستگی به عوامل زیادی دارد و برای گرفتن مناسب ترین تصمیم باید از یک دکتر و یا درمانگر مشورت گرفت.

۵٫ همواره استفاده از مواد نشان دهنده اعتیاد نمی باشد، هر چند که مصرف برخی داروها با ریسک های سلامتی و اجتماعی بالا، همانند اعتیاد، مواجه است.

در صورتی که والدین مشاهده کنند که کودک شان از یک دارو استفاده می کند، نباید به صورت اتوماتیک فرض کنند که کودک شان معتاد است.

در صورتی که شما به یک چیزی اعتیاد داشته باشید، در طول اعتیاد چه اتفاقاتی صورت می گیرد؟

علائم مربوط به هر اعتیادی می تواند متغیر باشد، ولی همه انواع اعتیاد ها در دو جنبه مشترک هستند:

• رفتار اعتیاد آور یک عامل ناسازگار می باشد و یا منجر به ایجاد مشکلاتی برای فرد یا افراد نزدیک وی می شود.

بنابراین، به جای کمک به شخصی برای کنار آمدن با موقعیت یا غلبه بر مشکل، منجر به از بین رفتن توانایی های موجود در فرد معتاد می شود.

برای مثال، ممکن است یک قمار باز بخواهد پول زیادی داشته باشد، و ادامه دادن قمار می تواند منجر به از بین رفتن تمام منابع مالی وی شود، ویا اینکه نوشیدن زیاد مشروبات الکلی می تواند منجر به خوشحالی بیشتر فرد شود، ولی ادامه دادن به نوشیدن، می تواند منجر به افسردگی و یا عمیق تر شدن افسردگی وی شود.

همچنین اعتیاد به سکس می تواند منجر به صمیمیت بیشتری شود، ولی ادامه دادن و متمرکز شدن بر فعالیت های جنسی، می تواند منجر به ممانعت از پیشرفت صمیمیت واقعی بین افراد شود.

• این رفتار پایدار است. در زمانی که یک شخص معتاد باشد، هر چند که این رفتارهای برای وی مشکلاتی را ایجاد می کند، ولی وی همچنان به رفتارهای اعتیادی خود ادامه خواهد داد.

بنابراین یک خوش گذرانی عادی در آخر هفته ها، یک اعتیاد نمی باشد، هر چند که همین یک بار خوش گذارنی هم ممکن است منجر به ایجاد یک سری مشکلاتی برای فرد شود. اعتیاد به صورت مشغولیت زیاد و تکراری به یک رفتار خاص تعریف می شود.
اعتیاد درمانی
اگرو فوبیا
زنو فوبیا ( ترس از غریبه ها)
در صورتی که کاری همچنان برای شما لذت بخش باشد، نمی تواند یک اعتیاد باشد، درست است؟

اشتباه است. به دلیل اینکه رسانه ها، به طور خاص نشان می دهند که افراد معتاد را به صورت افراد ناراحت و غمیگین می باشد و در زندگی شان شکست می خورند؛

به همین دلیل بیشتر افراد معتاد تا زمانی که از اعتیاد خودشان لذت می برند و زندگی آنها دچار مشکل خاصی نشده باشد، هیچ نوع اعتقادی به معتاد شدن خودشان ندارند.

اغلب افراد معتاد در سبک زندگی (اعتیاد) خودشان غرق می شوند، تا جایی که حس می کنند نمی توانند این علائم و کارها را ترک کنند یا ترک آن به سختی امکان پذیر می باشد.

همچنین این امکان وجود دارد که آنها متوجه علائم ترک مربوط به وضعیت شان نشوند و با بالا رفتن سن این افراد، فرآیند ترک هم سخت تر می شود و هیچ نوع امیدی برای ترک باقی نمی ماند.

ممکن است افراد چندین سال متوجه وابستگی خودشان به اعتیاد نشوند.

افرادی که دارای اعتیاد غیر مجاز هستند، از ماهیت پنهانی رفتار خودشان منتفع می شوند.

ممکن است که آنها به دلیل تفکرات محدود خودشان، جامعه را سرزنش کنند و خودشان را به عنوان افراد دارای خواسته های آزاد و مستقل از سایر افراد در نظر بگیرند.

در واقعیت، اعتیاد منجر به محدودیت استقلال و آزادی افراد می شود، چرا که این افراد به دلیل رفتار های خودشان با محدودیت بیشتری مواجه می شوند.

در صورتی که این افراد به دلیل اعتیاد غیر قانونی خودشان به زندان برده شوند، آزادی آنها محدود تر می شود.

در زمانی که افراد اعتیاد پیدا می کنند، به جای اینکه افراد تمامی رفتارهای اعتیادی را تجربه کنند تا مشخص کنند که کدام رفتار منجر به خوشحالی بیشتر آنها می شود، لذت آنها بیشتر از طریق اجرای رفتار های اعتیادی و ترک آن رفتار صورت می گیرد.

در برخی موارد، ممکن است شخص معتاد به این شناخت دست یابد که زندگی وی تمام شده است، و غیر از اعتیاد، هیچ نوع لذتی برای وی باقی نمانده است. این آگاهی و احساس معمولا بعد از ترک اعتیاد در افراد بهبود یافته ایجاد می شود و خطرناک است.
در صورتی که اعتیاد هیچ ضرر خاصی نداشته باشد، مشکل آن چیست؟
اعیاد منجر به آسیب دیدن شخص معتاد و اطرافیان او می شود.

بزرگترین مشکل مربوط به اعتیاد این است که شخص معتاد نمی تواند متوجه آسیب های مربوط به اعتیاد خودش شود.

ممکن است که وی جنبه های منفی مربوط به اعتیاد خودش را انکار کند، نسبت به تاثیرات منفی اعتیاد بر روی سلامتی خودش، الگوهای زندگی و روابط بی توجه باشد.

همچنین این امکان وجود دارد که شخص معتاد، شرایط محیطی یا افراد دیگر را به خاطر مشکلات خودش سرزنش کند.

در صورتی که اعتیاد اصلی ترین روش فرد برای مقابله با مشکلاتش باشد، تشخیص آسیب های ایجاد شده از طریق اعتیاد مشکل تر خواهد شد.

در برخی مواقع، مشکلات دیگر به طور مستقیم به اعتیاد مربوط می شوند، همانند مشکلات سلامتی، و برخی مواقع این مشکلات به طور غیر مستقیم به اعتیاد مرتبط می شوند.

همانند مشکلات رابطه ای. برخی از افراد که به مواد یا فعالیت هایی اعتیاد دارند، نسبت به اعتیاد خودشان و حتی نسبت به آسیب های ایجاد شده در نتیجه اعتیاد، شناخت مناسبی دارند ولی باز هم رفتارهای اعتیاد آور خودشان را انجام می دهند.

این شرایط به دلیل طرز فکر این افراد، که باور دارند بدون اعتیاد نمی توانند به زندگی خودشان ادامه دهند، ایجاد می شود، چرا که آنها از برخورد با مشکلاتی اجتناب می کنند .

اعتیاد منجر به عدم بروز آن مشکلات می شود (همانند مورد سوء استفاده قرار گرفتن به عنوان یک کودک)، و یا اینکه این افراد نسبت به روش های دیگر لذت بردن از زندگی بی اطلاع هستند (و لذت زندگی را صرفا در اعتیاد خودشان می بینند).

آسیب های مربوط به اعتیاد در شرایطی می تواند ایجاد شود که شخص معتاد در یک وضعیت بحرانی و وخیمی قرار بگیرد.

این حالت در شرایطی ایجاد می شود که رفتار یا مواد اعتیاد آور، کاملا دور از دسترس فرد باشند و شخص بخواهد ترک کند ولی قادر به تحمل شرایط ترک نباشد.

همچنین این حالت می تواند به عنوان نتیجه اعتیاد اتفاق بیافتد، برای مثال بیماری های جدّی و خطرناک، جدایی همسر و یا از دست دادن شغل.
اگر شما فکر می کنید که یک اعتیادی دارید

معمولا افراد بدون اینکه اعتیاد خودشان را قبول کنند، دچار استفاده از مواد و یا رفتار های اعتیاد آور می شوند. در واقع اسم این مرحله ، مرحله قبل از تفکر می باشد.

در صورتی که شما شروع به این فکر کنید که ممکن است اعتیاد داشته باشید، احتمالا شما وارد مرحله تفکر خواهید شد.

این وضعیت بهترین زمان برای پیدا کردن مواد یا رفتار هایی است که به آن اشتغال دارید و به صورت صحیحی، وجود یا عدم وجود علائم و نشانه های اعتیاد را در شما نشان می دهد.

این علائم و نشانه ها در اعتیاد های مختلف، متغیر می باشد ولی مهمترین شاخص ها عبارت از اشتغال شما به آن رفتار و یا استفاده بیش از حد شما (بیش از حد مورد هدف) از مواد می باشد؛

عامل دیگر عبارت از این می باشد که در صورتی که نسبت به آینده نگران باشید، این امکان وجود دارد که شما به رفتار خاصی اشتغال داشته باشید یا از موادی استفاده کنید؛

و در آخر، در صورتی که شما به اعتیاد بیشتر از بخش های دیگر، از قبیل خانواده، کار و مسئولیت های خودتان بیشتر اهمیت قائل شوید، احتمال ایجاد اعتیاد در شما بیشتر بود.

همچنین ممکن است که علاقه شما نسبت به سایر فعالیت های لذت بخش، کمتر از علاقه شما به رفتار های اعتیاد آور باشد.

افراد زیادی بعد از شناخت اعتیاد خودشان تصمیم می گیرند که دست به تغییر بزنند. انجام این کار برای برخی از افراد آسان و قابل تصور می باشد.

برای سایر افراد، ترک اعتیاد می تواند منجر به علائم ناخوشایند و حتی رفتار های ناخوشایند شود؛ همچنین این عامل می تواند منجر به ایجاد احساسات ناخوشایندی شود که از طریق رفتارهای اعتیاد آور تسکین می یابد و یا متوقف می شود.

در صورتی که شما به رفتار اعتیاد آور و یا نوشیدن مشروبات الکلی و یا استفاده از داروها، همانند داروهای شبه افیونی– موارد غیر مجاز یا مجاز ، سایر داروهای مجاز، کوکائین ، و یا کریستال – اعتیاد پیدا کنید، باید فورا به پزشک مراجعه کنید.اعتیاد درمانی

توقف کردن استفاده از داروها و بازگشت به مصرف، می تواند ریسک اوور دوز، مشکلات سلامت روانی، مشکلات پزشکی تهدید کننده زندگی را در شما افزایش دهد و به همین دلیل باید تحت نظارت پزشک انجام بگیرد.

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

انواع بلوغ در نوجوانان

۰

عده ای گمان می کنند که منظور از بلوغ در افراد تنها رسیدن آنها به بلوغ جنسی و جسمی و قدرت آن ها در ازدیاد و تولید نسل است اما باید گفت که این تنها یکی از بلوغ ها و تکامل هایی است که در چرخه زندگی افراد به وجود می اید که بلوغ جنسی یا جسمی نام دارد و علاوه بر آن به دلیل تغییراتی که در سیستم بیولوژیکی و ذهنی فرد به وجود می اید تغییرات و بلوغ هایی مانند بلوغ عاطفی نیز در فرد به مرور زمان شکل می گیرد. یکی از مهم ترین بلوغ هایی که در دوران زندگی فرد برای او به وجود می آید که البته باید گفت زمان شکل گیری آن در افراد متفاوت است و حتی گاهی افراد هرگز به این بلوغ نمی رسند بلوغ عاطفی است. یک کودک ممکن است از مواردی مانند ارتفاع و یا سرعت بترسد و در عین حال با گذار از دوران کودکی به دوران نوجوانی یک نوجوان ممکن است از مواردی دیگر بترسد .

ترس های دوران کودکی تا نوجوانی ادامه خواهد یافت و در واقع یکی از نشانه های بلوغ عاطفی تغییراتی است که در رفتارهای فرد اتفاق می افتد یعنی نوجوان رفتارها و کارهای ناپخته و خام خود را کنار گذاشته و به جای آن در مقابل با مشکلات و دغدغه هایی که در زندگی برای او به وجود می آید از روش های منطقی و عاقلانه استفاده می کند. در واقع می توان گفت وقتی شخص به بلوغ عاطفی می رسد رفتارهای عاقلانه را در کارها جایگزین رفتارها و کارهای هیجانی خود در برخورد و رویارویی با مسائل و مشکلات می کند. در این میان مشکلاتی که نوجوان با آن ها درگیر است را می توان به سه دسته تقسیم نمود مشکلاتی که مربوط به اوایل دوران نوجوانی است مثل مشکل مدرسه و تحصیل و مشکلات خانوادگی و این گونه مشکلات. دومین دسته از مشکلات نوجوانان در ارتباط با اواسط دوران نوجوانی آن ها است که مواردی مانند انتخاب شغل و اوقات فراغت و تفریحات نوجوان را در بر می گیرد و در نهایت دسته سوم مشکلات نوجوان به دوران انتهایی نوجوانی او ربط داشته و مواردی مانند خود شناسی تعهدات خانوادگی و مذهبی در این دسته قرار می گیرند.

بلوغ مهم دیگری که در نوجوانان به وجود می اید بلوغ اجتماعی در انان است. دختران و پسران نوجوان از تعلق داشتن به یک گروه خاص لذت می برند و بنابراین سعی می کنند تا عقاید و افکارخود را نیز به ان ها نزدیک نمایند. نوجوانان نسبت به عقاید و تفکرات خود حساس هستند و به ان تعصب دارند و بدگویی در مورد اعتقادات و یا اعضای گروهی که به ان تعلق دارند می تواند نتیجه بسیار بدی بر رفتار و اعمال ان ها بر جای بگذارد. بودن در کنار گروه های خاص اجتماعی به شرطی که گروه و  افکار آن ها مناسب باشد می تواند مواردی مانند مهارت های اجتماعی و نحوه برقراری روابط صحیح با دیگران را به فرد بیاموزد کما اینکه مواردی مانند تعهدات و وفاداری نسبت به اعضای گروه از موارد دیگری است که فرد پس از یاد گرفتن در گروه در زندگی اینده خود به کار گرفته و باعث می شود که این مسائل موجبات رشد و تکامل و بلوغ اجتماعی که یکی از اساسی ترین بلوغ ها در نوجوانان است را به وجود آورند.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

اگر احساس غمگینی و تنهایی می کنید، حتما بخوانید

۰

احساس غمگینی چیست؟

احساس غمگینی یک درد عاطفی مرتبط، یا مشخص شده از طریق احساسات مربوط به شرایط نامساعد، از دست دادن، ناامیدی، دلشکستگی و سوگواری می باشد.

غمگینی یکی از احساساتی می باشد که بر اساس تعریف پائول اکمن[۱]، به همراه خوشحالی، خشمگینی، شگفت زده شدن، ترس و نفرت، شش احساس مبنایی انسان را تشکیل می دهند.
تفاوت مابین غمگینی و افسردگی چیست؟

احساس غمگینی یک واکنش طبیعی نسبت به موقعیت هایی می باشد که منجر به ناراحتی یا درد عاطفی می شوند.

ولی حالت غمگینی همانند سایر عواطف، یک احساس موقتی بوده و در طول زمان کاهش می یابد. در این روش، غمگینی با افسردگی تفاوت پیدا می کند. چرا که افسردگی یک بیماری روانی کوتاه مدتی می باشد.
من به چه نحوی می توانم غمگین بودن را فراموش کنم؟

یک سری روش های مثبتی برای مقابله با احساس غمگینی وجود دارند که عبارتند از:

    توجه کردن به احساسی که دارید و دلیل آن. شناخت عواطفتان به شما کمک می کند تا خودتان را بشناسید و بپذیرید. …
    بهبود یافتن بعد از ناامیدی ها یا شکست ها. زمانی که شرایط موجود مطلوب نباشند، تسلیم نشوید. …
    تفکر مثبتی داشته باشید. …
    در مورد راه حل های ممکن فکر کنید. …
    حمایت مورد نیازتان را دریافت کنید.
    خودتان را در وضعیت روانی مثبتی قرار دهید.


ما به چه دلیل دچاراحساس غمگینی می شویم؟

استرس، سلامتی و هومون ها

مواردی از قبیل استرس، مصرف الکل یا مواد، و تغییرات هورمونی هم بر روی مواد شیمیایی حساس ذهن و حالت روانی تاثیر می گذارند.

برخی از شرایط سلامتی می تواند منجر به بروز افسردگی شوند.تنهایی و غمگینی

همانند علائم. برای مثال، کم کاری تیروئیدی به عنوان عامل ایجاد وضعیت روانی افسردگی در برخی از افراد شناخته می شود. این حالت می تواند انرژی فرد را کاهش دهد.
هفت عاطفه مربوط به انسان چه مواردی می باشند؟

در ادامه هفت مورد از عواطف عمومی و کلی بیان شده اند که در اکثر افراد ظاهر می شوند و آنها را از نظر زیست شناختی می توان به صورت زیر بیان کرد:

    خشمگینی. …
    ترس. …
    نفرت. ..
    خوشحالی. …
    غمگینی. …
    شگفت زده شدن. …
    تحقیر شدن.

چهار احساس اصلی چه مواردی می باشند؟

بر اساس یکی از تحقیقات صورت گرفته در دانشگاه گلاسکو، تمامی رفتارهای انسای می توانند ناشی از چهار احساس اصلی باشند.

این مطالعه یک عقیده عمومی را به چالش کشید که بیان می کرد شش احساس اصلی خوشحالی، غمگینی، ترس، خشمگینی، شگفت زده شدن و نفرت وجود دارند.

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

افسردگی چیست و من در صورت مبتلا بودن به آن چه کاری می توانم انجام بدهم

۰

ناراحتی، غمگین بودن و از دست دادن علاقمندی و لذت مربوط به فعالیت های روزمره عبارت از یک سری احساساتی هستند که معمولا تجربه می کنیم.

ولی در صورتیکه این احساسات ادامه داشته باشند و تاثیر قابل توجهی بر روی زندگی ما بگذارند، این شرایط می تواند نشان دهنده ابتلای ما به افسردگی باشد.

بر اساس اعلامیه سازمان بهداشت جهانی (WHO)، افسردگی اصلی ترین علت ناتوانی و از کار افتادگی افراد در سطح جهانی می باشد. این شرایط می تواند بر روی زندگی افراد بزرگسال، نوجوانان و کودکان تاثیرگذار باشد.

شما با مطالعه این مقاله با مواردی که افسردگی می باشند و دلایل ایجاد آن آشنا خواهید شد.

یک فرد مبتلا به افسردگی می تواند دلتنگی و ناراحتی دائمی را تجربه کند.

همچنین در این مقاله انواع افسردگی، روش های درمان آنها و یک سری مطالب مرتبط دیگری توضیح داده خواهد شد.

افسردگی یک اختلال مربوط به حالت روانی است که شامل یک احساس مداوم ناراحتی و از دست دادن علاقمندی است.

این حالت متفاوت از نوسانات روانی می باشد که افراد به صورت مداوم و به عنوان بخشی از زندگی شان تجربه می کنند.

اتفاقات مهم زندگی، همانند عزا دار شدن یا از دست دادن شغل می توانند منجر به افسردگی شوند. با این وجود، پزشکان فقط در صورتی احساس ناراحتی را به عنوان افسردگی در نظر خواهند گرفت که مداوم باشد.

افسردگی یک مشکل ادامه داری می باشد و دارای ماهیت موقتی و گذرا نیست. این شرایط شامل اتفاقاتی می باشد که در طول آنها علائم ایجاد شده حداقل به مدت 2 هفته ادامه پیدا می کنند. افسردگی می تواند به مدت چند هفته، چند ماه یا چند سال ادامه داشته باشد.
علائم و نشانه ها

علائم مربوط به افسردگی عبارتند از:

    وضعیت روانی اندوهگین
    کاهش علاقمندی یا لذت نسبت به فعالیت هایی که قبلا لذت بخش بوه اند
    کاهش تمایلات جنسی
    تغییر در وضعیت اشتها
    کاهش یا افزایش وزن به صورت ناخواسته
    خوابیدن بیش از حد یا خیلی کم
    بی قراری، آشفتگی و قدم زدن
    حرکات و صحبت کردن آهسته
    خستگی یا از دست دادن انرژی
    احساس بی ارزش بودن یا احساس گناه
    مشکل داشتن در تفکر، تمرکز و تصمیم گیری
    فکر کردن مداوم نسبت به مرگ یا خودکشی یا اقدام به خودکشی

علائم افسردگی در زنان

بر اساس مطالعات مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC)، میزان شیوع افسردگی در مابین زنان تقریبا دو برابر میزان شیوع آن در مابین مردها است.

برخی از علائم مربوط به افسردگی که بیشتر در زنان بروز پیدا می کنند، عبارتند از:

    بی قراری
    اضطراب
    تغییرات وضعیت روانی
    خستگی
    فکر کردن بیش از حد (غرق شدن در تفکرات منفی)

همچنین برخی از علائم افسردگی که مختص زنان می باشند، عبارتند از:

    افسردگی مربوط به دوره بعد از وضع حمل
    اختلال بد شکلی قبل از قاعدگی

علائم افسردگی در مردها

بر اساس اعلامیه انجمن روان شناسان آمریکا تقریبا 9% از مردهایی که در ایالات متحده زندگی می کنند، دارای احساس افسردگی یا اضطراب هستند.

در نتیجه ایجاد شدن این شرایط، مردهای افسرده در مقایسه با زنان افسرده به احتمال بیشتری در مصرف الکل زیاده روی می کنند، عصبانیت خودشان را بروز می دهند و دست به کارهای خطرناکی می زنند. سایر علائم افسردگی مربوط به مردها عبارتند از:

    دوری کردن از موقعیت های خانوادگی و اجتماعی
    کار کردن مداوم و بدون استراحت
    مشکل داشتن در ادامه دادن به مسئولیت های کاری و خانوادگی
    بروز دادن رفتارهای سوء استفاده کننده یا کنترلی در روابط

علائم افسردگی در دانشجویان دانشگاهی

دوره دانشگاه یک دوره استرس زایی می باشد که در آن فرد برای اولین بار با سبک های زندگی، فرهنگ ها و تجارب مختلفی آشنا می شود.

برخی از دانشجوها در مقابله با این تغییرات با یک سری مشکلاتی مواجه می شوند و این شرایط می تواند منجر به بروز افسردگی، اضطراب یا هر دو این موارد شود.

برخی از علائم افسردگی دانشجویان دانشگاهی به افسردگی عبارتند از:

    مشکل داشتن در تمرکز بر روی تکالیف دانشگاهی
    بی خوابی
    خوابیدن بیش از حد
    کاهش یا افزایش اشتها
    اجتناب کردن از موقعیت ها یا فعالیت های اجتماعی که قبلا لذت بخش بودند.

علائم افسردگی در نوجوانان

تغییرات فیزیکی، فشار همتاها و سایر عوامل می توانند منجر به بروز افسردگی در نوجوانان شوند. این افراد ممکن است یکی از علائم زیر را تجربه کنند:

    دوری کردن از دوستان و خانواده
    مشکل داشتن در تمرکز بر روی تکالیف دانشگاهی و مدرسه ای
    احساس گناه، ناامیدی یا بی ارزش بودن
    بی قراری، همانند عدم توانایی برای نشستن در یک جا

علائم افسردگی در کودکان

CDC تخمین زده است که در ایالات متحده، 3.2 درصد از کودکان و نوجوانان 3 تا 17 ساله دچار اختلال افسردگی هستند.

علائم افسردگی در کودکان می توانند عبارت از چالش زا بودن فعالیت های مدرسه ای و اجتماعی باشند. برخی از علائمی که کودکان افسرده تجربه می کنند، عبارتند از:

    گریه کردن
    نداشتن انرژی
    وابسته بودن
    رفتار دفاعی
    صحبت کردن همراه با عصبانیت

نوجوانان کم سن و سال ممکن است برای بیان کردن احساسات خودشان مشکل داشته باشند. در نتیجه این شرایط باعث خواهد شد که این افراد نتوانند به صورت مناسبی احساس ناراحتی خودشان را بیان کنند.
علت

جامعه پزشکی تا به حال نتوانسته است علت های ایجاد افسردگی را شناسایی کند.

این اختلال دارای علت های احتمالی زیادی است  و در برخی مواقع عوامل مختلف منجر به بروز افسردگی می شوند.

عواملی که می توانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند، عبارتند از:

    خصوصیات ژنتیکی
    تغییرات مربوط به سطوح انتقال دهنده های پیام های عصبی مغز
    عوامل محیطی
    عوامل روان شناختی و اجتماعی
    وجود داشتن اختلالات دیگری همانند اختلال دو قطبی

درمان

افسردگی یک اختلال قابل درمانی است و فرآیند مربوط به مدیریت کردن علائم آن شامل سه مولفه زیر است:

حمایت: این مورد می تواند از بحث کردن در مورد راه حل های عملی و علل اجتماعی تا آموزش دادن به اعضای خانواده متغیر باشد.

روان درمانی: این مورد همچنین به عنوان گفتار درمانی شناخته می شود؛ برخی از گزینه های در دسترس شامل مشاوره رو در رو و روش درمان شناختی رفتاری (CBT، Cognitive Behavioral Therapy) می باشند.

درمان دارویی: یک پزشک می تواند یک سری داروهای ضد افسردگی را تجویز کند.
دارو

داروهای ضد افسردگی می توانند برای درمان افسردگی ملایم تا شدید مناسب باشند؛ برخی از این داروها که در دسترس هستند، عبارتند از:

    بازدارنده های مصرف مجدد سرتونین انتخابی (SSRIs)
    بازدارنده های مونو آمین اوکسایدز (MAOIs)
    داروهای ضد افسردگی سه چرخه ای
    داروهای ضد افسردگی غیر معمول
    بازدارنده های سرتونین انتخابی و مصرف مجدد نوراپی نفرین (SNRIs)

هر یک از این داروهای ضد افسردگی بر روی انتقال دهنده های عصبی مختلف یا ترکیبی از انتقال دهنده های عصبی تاثیر می گذارد.

فقط در صورت تجویز پزشک باید از این داروها مصرف کرد. ممکن است برخی از این داروها همراه با هم مورد استفاده قرار بگیرند، تا بتوانند یک تاثیری داشته باشند.

همچنین در نتیجه متوقف کردن مصرف این داروها، ممکن است فرد فواید مربوط به آن دارو را تجربه نکند.

برخی از افراد بعد از بهبود یافتن علائم موجود مصرف این داروها راترک می کنند، ولی این مورد ممکن است منجر به برگشت علائم قبلی شود.

بنابراین سعی کنید تمامی تصمیمات خودتان در مورد داروهای ضد افسردگی (از جمله تصمیم خودتان برای ترک مصرف آن) را با پزشک خودتان در میان بگذارید.
تاثیرات جانبی داروها

SSRI ها و SNRI ها می توانند یک سری تاثیرات جانبی به دنبال داشته باشند. یک فرد ممکن است علائم زیر را تجربه کند:

    بی خوابی
    یبوست
    اسهال
    قند خون پایین
    کاهش وزن
    جوش پوستی
    بدعملکردی جنسی

اداره غذا و دارو (FDA) تولید کنندگان را الزام کرده است تا یک سری هشدارهایی را بر روی بسته بندی داروهای ضد افسردگی بنویسند.

این هشدار باید نشان دهد که این داروها در کنار سایر خطراتی که دارد، در طول چند ماه اول ممکن است تفکرات یا اقدامات خودکشی را مابین کودکان، نوجوانان و افراد جوان افزایش دهد.
روش های درمان طبیعی

برخی از افراد به منظور درمان افسردگی ملایم تا شدید خودشان از روش های طبیعی (همانند داروهای گیاهی) استفاده می کنند.

با این وجود به دلیل عدم نظارت FDA بر روی داروهای گیاهی، ممکن است ادعای تولیدکنندگان این داروها کاملا صحیح نباشد.

همچنین این امکان وجود دارد که این داروها ایمن یا مفید نباشند.

یک سری از گیاهان و علف های محبوبی که افراد مختلف برای درمان افسردگی مورد استفاده قرار می دهند، عبارتند از:

گیاه سنت جانز (St. John’s wort): این دارو برای افراد مبتلا به اختلال دو قطبی یا افراد مشکوک به این اختلال مناسب نمی باشد.

جینسینگ (Ginseng): افرادی که از داروهای مرسوم استفاده می کنند، ممکن است از این دارو به منظور منظم کردن تفکرات خودشان و کاهش استرس استفاده کنند.

بابونه معمولی یا معطر (Chamomile): این داروی گیاهی شامل یک سری موادی است که دارای تاثیر ضد افسردگی هستند.

اسطو خودوس: این داروی گیاهی می تواند برای کاهش اضطراب و بی خوابی مفید باشد.

حتما قبل از مصرف این داروهای گیاهی یا مکمل ها و به منظور درمان افسردگی خودتان با یک پزشک متخصص صحبت کنید.

ممکن است برخی از این داروهای گیاهی با داروهای مصرفی تان واکنش داشته باشند یا وضعیت علائم موجود را وخیم تر کنند.
مکمل ها

ممکن است برخی از افراد از گیاهان بیان شده در بالا به منظور درمان علائم افسردگی ملایم تا شدید استفاده کنند.

سایر مکمل ها هم می توانند برای درمان این علائم مفید باشند.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید عبارت از این مورد می باشد که FDA هیچ گونه نظارتی بر روی مکمل ها ندارد و به همین دلیل کارایی یا ایمن بودن این موارد مورد تایید نمی باشد.

برخی از مکمل های غیرگیاهی که ممکن است برای درمان افسردگی مفید باشند، عبارتند از:

متیونین اس آدنوزیل (SAMe, S-adenosyl methionine): این مورد عبارت از حالت ترکیبی یک ماده شیمایی طبیعی می باشد که در بدن وجود دارد.

هیدروکسی تریپتوفان 5 (5 – hydroxytryptophan): این مکمل برای تقویت سرتونین مفید است؛

سرتونین عبارت از انتقال دهنده پیام عصبی موجود در مغز است که بر روی وضعیت روانی فرد تاثیرگذار است.

برخی از مطالعات صورت گرفته نشان داده است که SAMe همانند داروهای ضد افسردگی تجویز شده سه چرخه ای و اسیتالوپرام (escitalopram) می تواند مفید باشد، ولی کارایی آن باید بیشتر مورد مطالعه قرار بگیرد.
غذا و رژیم غذایی

خوردن بیش از حد غذاهای شیرین و غذاها فرآوری شده می تواند مشکلات سلامتی فیزیکی متعددی را ایجاد کند.

نتایج مربوط به یک مطالعه صورت گرفته در سال 2019 نشان داده است که یک رژیم غذایی که انواع مختلفی از این غذاها را دارد، می تواند بر روی سلامت ذهنی افراد جوان تاثیرگذار باشد.

همچنین این مطالعه نشان داد که مصرف کردن غذاهای زیر می تواند برای کاهش علائم افسردگی مفید باشد:

    میوه ها
    سبزیجات
    ماهی
    روغن زیتون

روان درمانی

یک سری از روش های درمان روان شناختی یا گفتار درمانی که برای رفع افسردگی به کار گرفته می شوند، شامل CBT، روان درمانی میان فردی، روش درمان حل مسئله و سایر موارد هستند.

در مورد برخی از حالت های افسردگی، معمولا روان درمانی به عنوان اولین روش درمان مورد استفاده قرار می گیرد؛

این در حالی است که استفاده کردن از روان درمانی و داروها در مورد سایر افراد کارایی بهتری دارد.

CBT و روان درمانی میان فردی عبارت از دو روش اصلی روان درمانی می باشند که برای درمان افسردگی به کار گرفته می شوند.

همچنین این امکان وجود دارد که CBT به صورت خصوصی، گروهی، از طریق تلفن یا به صورت آنلاین صورت بگیرد.

روش درمان میان فردی به منظور شناسایی موارد زیر به کار گرفته می شوند:

    مشکلات عاطفی که بر روی روابط و ارتباطات تاثیرگذار هستند
    نحوه تاثیر این مشکلات بر روی وضعیت روانی این افراد
    نحوه تغییر یافتن تمامی این موارد

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۲ بازدید ، بدون دیدگاه

چه زمانی به درمانگر جنسی نیاز دارید؟

۰

در رابطه های زناشویی دارای تعهد و دائم، بروز فراز و نشیب ها امری کاملاً نرمال است (این به معنای علاقه من به کلمه نرمال نیست، بلکه فکر می کنم آن اغلب دشمن رابطه ها و سلامت روان است زیرا مقایسه شدید متمایل به هر دو عامل مخرب است). اما چه زمانی آن به رابطه جنسی ارتباط دارد، یکی از سؤالاتی که برخی از افراد می پرسند آن است که” آیا من نرمال هستم؟” مواقعی که ممکن است نیاز به کمک یک متخصص حرفه ای در زمینه مباحث جنسیت و رابطه جنسی باشید را بیابید.

1). شما و همسرتان درمورد آنچه در اتاق خواب شما می گذرد (یا وجود ندارد) احساس آشفتگی دارید

فقط رفتار تعیین کننده اصلی مسائل سلامت روان نیست؛ اینکه چگونه احساسی در مورد رفتار دارید، ملاک و مهم است. آن به معنای عدم مطلوبیت تقاضای رابطه جنسی نیست، مگر اینکه شما دچار بی میلی شده باشید.و یا اگر همسر شما فردی سردمزاج است و هر دوی شما از این موضوع مطلع می باشید، پس آن مشکل است. بر آنچه برای شما نرمال است و آنچه که واقعاً و صادقانه می خواهید تمرکز کنید نه بر آنچه فکر می کنید که فرضاً به آن نیاز دارید.

2). شما حس نکرده اید که نمی توانید با همسر خود مراوده کنید و یا آنکه چه زمانی می توانید ارتباط برقرار کنید، در واقع شما به احساس جدایی بیشتر خاتمه داده اید نه نزدیکی بیشتر.

صحبت درمورد مباحث جنسی می تواند به طوری باور نکردنی حساس باشد و حال شما را دگرگون کند. درحالی که ممکن است اگر فکر کنید آن فقط موضوعی بین شما دو نفر به عنوان زن و شوهر است، گفتگو آسانتر به نظر برسد یا ممکن است آن را خلاف واقعیت بپندارید: آن بسیار تهدیدکننده و پرزحمت حس می شود و یا ممکن است زمانی که سعی در گفتگو در مورد زندگی جنسی با یکدیگر دارید آن حس ایجاد شده باشد، اما از آنچه که شما واقعا برای ترسیدن از آسیب رساندن به شخص دیگر انتخاب نشده اید و آن برای شما مقدر نشده است، حرفی به میان نمی آورید و یا شاید بحثی مهیج وبنابراین غیرقابل کنترل باشد. اکنون زمان آن است که متخصصان با تجربه می توانند به شما در خلق یک فضای امن و تسهیل کردن گفتگو کمک کنند.کار آنها کنترل مسالمت آمیز بودن رابطه و پیگیری هر گونه الهامات موجود در آن است. همچنین، اگر شما واقعا نمی دانید آنچه چه می خواهید بیان کنید را نمی دانید یا اگر هزگر فرصتی نداشته اید یا به خود اجازه ی کشف امیال خود را نداده اید، پس یک درمانگر می تواند زمینه حمایت و ترغیب یا دلگرمی شما را فراهم کند.

3). شما مشکل در اولویت قرار داده اید، خود را به داشتن تمایلات جنسی سالم آموزش داده اید و راه حل های مختلفی را آزمایش کرده اید اما هنوز هم در حال جنگیدن با آن هستید و ادامه دارد.

گاهی اوقات یک زندگی جنسی پر طراوت و مهیج به طوری طبیعی جریان می یابد. اما اغلب آن نیاز به کار، تلاش، توجه و شاید بیش از همه آن در ارحجیت قرار دادن است. اگر شما جانب زمان را درنظر نگرفته اید اگر شما منتظر هستید که آن رخ دهد مانند زمانی که قبلاً بوده است، پس ممکن است توقع داشته باشید که نیاز به بازآرایی موقعیت براساس حقیقت است: حقایقی از رابطه بلند مدت یا پیرشدن یا تغییرات جسمانی و یا هیجانی

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۳ بازدید ، بدون دیدگاه

ازدواج از سر دلسوزی

۰

 

می‌تواند دارای دردسر باشد.
مضرات ازدواج با دلسوزی

احساسات تا اندازه می‌توانند افزایش پیدا کنند.

که دیگر به صورت حکمران درآمده است.

و عقل را در انتخاب کردن و سنجیدن دخالت نمی دهد.

و کاملا به صورت احساساتی رفتار می‌شود.

    به همین خاطره عیب ها و مشکل های بزرگ شخص مقابل خود را نادیده خواهد گرفت .
    و به ازدواج کردن می پردازند و بعد از مدتی مشکلات تا حدودی پیش خواهد رفت.
    و اختلاف ها تا حدی که طلاق را راهکار خود تلقی خواهند کرد.

ازدواج از سر دلسوزی
یک ازدواج بد

    ازدواج کردن از سر دلسوزی به معنی نادیده گرفتن بعضی از مشکلات است.
    و عیب های شخصی مقابل می باشد.

که این ها می تواند از عومال متفاوتی مانند:

    برخورد و گذشته ی خود شخص.
    خانواده و شرایط اجتماعی.
    بیماری و مشکلاتی از این قبیل باشد.

ما بیان نمی‌کنیم که اینگونه اشخاص نباید هیچ وقت به ازدواج کردن بپردازند.

ولی می توانند فردی را مثل خود و از طبقه خود به انتخاب کردن بپردازند.

و با شباهت هایی که با یکدیگر دارند به خوشبختی برسند.

مطالب و مقالات سایت “مشاوره ازدواج” توسط تیم تخصصی مشاوران و روانشناسان تهیه و پشتیبانی شده است.
ازدواج کردن از سر دلسوزی

ولی نکته قابل اهمیت این باشد که:

اگر شخصی به اینگونه ازدواج یعنی ازدواج کردن از سر دلسوزی بپردازد.

دیگر نباید در آینده به غر زدن برسد .

و  مشکلات شخص مقابل  را به روی او آورد .

به دلیل اینکه این گونه انتخاب کردن توسط خود شخص بوده است.

و با علم این مسئله قدم برداشته است .

    پس  پیشنهاد ما این می باشد که:
    از این قبیل ازدواج ها مخصوصا ازدواج کردن از روی احساسات دوری کنید.
    و تلاش کنید همواره به صورت عاقلانه به مسئله فکر کنید.
    و بعد به انتخاب کردن دست بزنید.

 

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۳ بازدید ، بدون دیدگاه

مرکز مشاوره: تکنیک های مطالعه

۰

«بکارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره‌وری بیشتر از مطالعه»شرایط مطالعه ، مواردی هستند که با دانستن ، بکارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر و با بازدهی بالاتر داشت .

 

در واقع این شرایط به شما یاد می دهند چگونه از زمانهای مطالعه ، بهره‌وری بالاتری داشته باشید . به شما می آموزند قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به کار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید.

 

– برای موفقیت در مطالعه ، باید درست آغاز کنید: یعنی برنامه درسی خود را طوری تنظیم کنید که از خواندن کتابها ، هدفی واضح و روشن را دنبال کنید .

– درسهای خود را طوری برنامه ریزی کنید که هنگام مطالعه ، ابتدا کتابهای آسان را بخوانید ، نه کتابهای مشکل را.

– در هنگام مطالعه یک کتاب ، ابتدا از قسمت‌های آسان و جذاب شروع کنید و بعد به سراغ بخشهای مشکل تر آن بروید . این کار را می توانید با مرور قسمت‌های خوانده شده قبلی آغاز کنید. قسمت‌های آسان و جذاب علاقه شما را به خواندن افزایش می دهند.

– در برنامه ریزی درسی خود ، موضوع‌های مشابه را پشت سر هم قرار ندهید و آنها را یکی پس از دیگری مطالعه نکنید تا حد ممکن بین آنها فاصله بگذارید.

– اگر می خواهید چند کتاب را در یک روز مطالعه کنید ابتدا زمانهای خواندن و ترتیب قرار گرفتن آنها را مشخص کنید و بعد به مطالعه بپردازید .

– حتی المقدور برای یک کتاب بیش از دو ساعت وقت در نظر نگیرید . و زمانهای مطالعه را به مدتهای دو ساعته تقسیم کنید . تصور نکنید که هر چقدر زمان مطالعه یک کتاب بیشتر باشد بهتر است بر عکس هر چقدر زمان کوتاه گردد و موضوع مورد مطالعه عوض گردد ، میزان یادگیری افزایش می یابد .

– اگر می خواهید در شش روز هفته ، شش کتاب بخوانید، هرگز هر کتاب را در یک روز نخوانید و برای شش روز ، شش کتاب در نظر نگیرید . بهتر است هر روز را به شش قسمت تقسیم کنید و در هر قسمت ، یک کتاب بخوانید و این روند را در شش روز هفته ادامه دهید .

– به روش تدریجی درس بخوانید ، یعنی در طول سال تحصیلی درس بخوانید و خواندن دروس را به شبهای قبل از امتحان موکول نکنید . مطالعه تدریجی و با تداوم در طول سال تحصیلی بسیار بهتر از مطالعه فشرده و با تراکم در چند روز قبل از امتحان است.
برنامه ریزی

یکی از عوامل اصلی موفقیت داشتن برنامه منظم است»

برنامه ریزی صحیح این است که چگونه از وقت و امکانات موجود حداکثر استفاده را ببرید . عدم برنامه ریزی صحیح باعث اتلاف وقت شده و بازده مطالعه بسیار کاهش می یابد .

نکته ای که در این جا قابل ذکر می باشد اینست که ، داشتن برنامه مهم است ولی مهم تر از آن اجراء برنامه است .

الف )برنامه ریزی درسی : بهترین برنامه ریزی درسی، خود فرد است . یعنی هر شخص باید با توجه به شرایط روحی ، جسمی ، محیطی ، زمانی ،علاقه ، هدف ، نقاط ضعف و قوت خویش برای خودش برنامه ریزی کند .

ب ) کوتاه ، ساده و قابل اجراء بودن برنامه صحیح است .

یعنی هر قدر برنامه حجیم و سخت باشد تاثیر منفی بر روحیه فرد می گذارند و به خاطر پیچیدگی شان ، غالباً با شکست مواجه می شوند .هر قدر برنامه کوتاهتر و ساده تر باشد . شخص راحت تر آن را در زمان تعیین شده انجام می دهد. و تجربه ای موفق در زمینه برنامه ریزی کسب می کند . و این تجربیات موفق در رسیدن به موفقیت‌های بعدی تاثیر بسزایی خواهندداشت .

ج ) اجراء برنامه در زمان مشخص :

وقتی برنامه ای را نوشته‌اید . باید آن را درزمان مشخص اجرا کنید . اگر نظم خاصی در اجراء برنامه داشته باشید ، به راحتی می توانید به اهداف خویش برسید. کسانی که نظم و ترتیب در اجراء برنامه را رعایت نمی کنند ، غالباً برنامه‌های آنان با شکست مواجه می شود .
نظم و ترتیب

« اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد »

رعایت نظم از شرایط مهم مطالعه به حساب می آید . چرا که نظم به ایجاد تمرکز حواس کمک می کند. همچنین وقتی که نظم بر پا شد ، یادگیری بهتر صورت می گیرد . اگر اتاق و میز مطالعه نامنظم باشد موجب حواس پرتی و اختلال در یادگیری می شود . توجه داشته باشید . هر جور که مطالب را به حافظه بدهید ، بر همان اساس نیز می توانید آنها را بازیابی کنید .مرکز مشاوره
حفظ آرامش

« آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال می کند»

درسی را که با آرامش بخوانید قطعاً بهتر می توانید بیاموزید ، برای آنکه بازده مطالعه خود را بالا ببرید ، در سخت‌ترین شرایط و حتی کوتاهترین زمان نباید مضطرب شوید و سعی کنید در این مدت کوتاه با آرامش خاطر مطالعه کنید. مطالعه بدون اضطراب و خونسردی کامل ، تاثیری بسیار مثبت در افزایش میزان یادگیری دارد. توجه داشته باشید که حفظ خونسردی و آرامش ، هرگز به معنای بی خیالی و بی حالی نیست ، بلکه به معنی وضعیتی هوشیار همراه تمرکز حواس و بدون دلهره است . روانشناسان معتقدند که اضطراب کم برای مطالعه و موفقیت لازم است ، زیرا شخص را به تحرک و فعالیت وا می دارد و باعث می شود که به طور جدی به درس خواندن بپردازد ، اما اگر این اضطراب از حد معمول خود خارج شود و استرس و دلهره در فرد ایجاد کند نه تنها مفید نیست ، بلکه مانع از فعالیتهای وی شده ، و حتی در جلسه امتحان مانع از یادآوری آموخته‌های شخص می شود . نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که در اغلب موارد ، اضطراب ناشی از تفکرات منفی شماست . وقتی که نسبت به امتحان تصور منفی دارید، از آوردن نمره کم می ترسید ، عواقب قبول نشدن را در نظر می گیرید . در نتیجه تصورات منفی ، موجب اضطراب می گردند و اضطراب سدی در راه کارایی حافظه می گردد و این عمل خود اضطراب بیشتر را به دنبال خواهد داشت و نهایتاً اینکه این سیکل معیوب همچنان ادامه خواهد یافت .

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۳ بازدید ، بدون دیدگاه

تنهایی به چه نحوی بر روی ما تاثیر می گذارد؟

۰

 با این وجود یک مطالعه صورت گرفته نشان داده است که در واقعیت میزان تنهایی آمریکایی ها افزایش پیدا کرده است.

بعد از انجام این مطالعه در سال 2018، یک افزایش 13% در میزان تنهایی آمریکایی ها گزارش شده است.

در حالیکه تنهایی بر روی افراد دارای سنین مختلف تاثیرگذار می باشد، ولی نشان داده شده است که ژن Z (افرادی که در سال 2018 مابین سن 18 و 22 سالگی بودند) تنهاترین نسل می باشد.

بنابراین باید این موضوع را مطرح کر که میزان افزایش تنهایی در واقعیت چه معنایی برای ما دارد.
تنهایی و تنها شدن

نکته مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد عبارت از این است که تنهایی لزوما یک مورد بدی نمی باشد، ولی احساس تنهایی یا منزوی بودن می تواند یک مورد منفی و بدی باشد.

مطالعات صورت گرفته نشان داده اند افرادی که به تنهایی زندگی می کنند، در مقایسه با همتایان ازدواج کرده خودشان دارای ارتباطات اجتماعی بهتر و قوی تری هستند.

یکی از مطالعات صورت گرفته نشان داد افراد مجردی که به تنهایی زندگی می کنند در مقایسه با دوستان متاهل خودشان، به احتمال بیشتری شب خودشان را به همراه دوستانشان در بیرون از خانه خواهند بود، به رستوران ها خواهند رفت و در کلاس هنر شرکت خواهند کرد.

علاوه بر این ممکن است قرار گرفتن در کنار سایر افراد هیچ تاثیری بر روی احساس تنهایی یا انزوا نداشته باشد.

برای مثال این امکان وجود دارد که یک پدر یا مادر جدید احساس کند ارتباطش با دنیای بیرون از بین رفته است و احساس منزوی بودن کند.

در حالیکه تنها بودن یک روش مناسبی برای شارژ کردن و بررسی کردن وضعیت خودتان می باشد، ولی احساس تنهایی یا انزوای بلند مدت می تواند خطرناک باشد.
تنهایی و سلامت ذهن و روان

همانطور که قابل پیشبینی می باشد، تنهایی با نرخ بالاتر افسردگی و اضطراب مرتبط است.

افسردگی و اضطراب عبارت از دو موردی می باشند که با انحطاط ساختاری هیپوکامپوس و کورتکس جلوی مغز ارتباط دارند.

بنابراین این شرایط نه تنها بر روی وضعیت روانی فرد تاثیر می گذارد، بلکه همچنین بر روی خود ذهن هم تاثیر می گذارد.

همچنین این امکان وجود دارد که تنهایی مزمن بر روی شناخت، توانایی تمرکز، حل مسئله و تصمیم گیری فرد تاثیر گذار باشد.

همچنین تحقیقات صورت گرفته نشان داده اند که تنهایی می تواند ترکیب شیمیایی مغز ما را تغییر دهد.

یک مطالعه صورت گرفته بر روی موش ها نشان داده است که تنهایی منجر به ایجاد یک عدم توازن عصبی – شیمیایی می شود که می تواند بر روی بادامه مغز و هیپوتالاموس تاثیر داشته باشد؛

هیپوتالاموس و بادامه مغز عبارت از بخش هایی از مغز می باشند که بر روی احساسات تاثیرگذار هستند.

هر چند که اکثر افراد در انزوای واقعی زندگی نمی کنند، ولی یافته های موجود نشان دهنده وجود داشتن یک ارتباطی مابین احساس انزوا و سلامت ذهنی و روانی می باشند.
تنهایی و سلامت فیزیکی

سلامتی فقط بر روی بهزیستی روانی و تفکر ما تاثیر نمی گذارد؛

بر اساس نتایج مربوط به یک مطالعه صورت گرفته در کلینیک کلیولند (Cleveland Clinic) تنهایی منجر به افزایش کورتیزول می شود که می تواند “عملکرد شناختی را معیوب کند، سیستم ایمنی را با خطر مواجه کند و ریسک بوجود آمدن مشکلات عروقی، التهاب و بیماری قلبی را افزایش دهد.”

مطالعات صورت گرفته به این نتیجه دست یافته اند که تنهایی همچنین می تواند یک تاثیر منفی بر روی کیفیت خواب داشته باشد، سطح کلسترول را بالا ببرد و ریسک دیابت نوع 2 را افزایش دهد.

منبع :تنهایی به چه نحوی بر روی ما تاثیر می گذارد؟

+ نوشته شده توسط Yalda در ، ۳ بازدید ، بدون دیدگاه
نوشته‌های اخیر